يكى است .
سلطان : دليل و حجت . كه بر شخص تسلط آورد .
دابر : دبر ( بر وزن عنق ) عقب ، مقابل جلو . دابر : آخر و ريشه و دنباله .
« قطع اللَّه دابره » : خدا ريشهء او را كند
دابِرُ الْقَوْمِ
به معنى آخر القوم است .
شرحها
دومين منادى توحيد در اين آيات هود عليه السّلام است كه بر قوم عاد مبعوث گرديد اما با او همچون نوح معامله كردند و طبق سنت الهى با باد سوزانى كه هفت شب و هشت روز بر ديار آنها و زيد و منجمدشان كرد از بين رفتند ولى بوقت نزول عذاب هود و يارانش از عذاب نجات يافتند ، اينك مجملى از شرح حال او :
65 -
وَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ ما لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَيْرُهُ أَ فَلا تَتَّقُونَ
.
اين همان دعوت است كه در آيه پنجاه و نهم از نوح نقل گرديد
اعْبُدُوا اللَّهَ
يعنى براى خدا يگانه شويد و فقط او را بپرستيد و مطاع بدانيد و تنها از او فرمان بريد نه فقط بر او نماز خوانيد « اخاهم » حاكى است كه خودش از آن قوم بوده است
أَ فَلا تَتَّقُونَ
ظاهرا مربوط به عذاب است يعنى : آيا از عذاب الهى پرهيز نمىكنيد ؟ !
إِلى عادٍ . . .
تقديرش « و ارسلنا الى عاد » مىباشد « 1 » بقيهء مطلب
هامش
( 1 ) در الميزان از كشاف نقل شده :قالَ يا قَوْمِجواب سؤال مقدر است ، گويى بعد ازوَ إِلى عادٍ أَخاهُمْ هُوداًكسى مىپرسد : بعد از فرستادن چه شد ؟ در جواب آمده :قالَ يا قَوْمِلذا « فقال » نيامده است ولى در آيهء 59 كه اين طور نيست « فقال » آمده است .