تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
هود : هود عليه السّلام نام پيامبرى است كه بر قوم عاد مبعوث گرديد ، نام مباركش هفت بار در قرآن آمده و از پيامبران ما قبل تاريخ است ، زمانش ميان زمان نوح و ابراهيم عليهما السّلام بوده و به حكم
وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا هُوداً
از عذاب قومش نجات يافته است . الملأ : اشراف قوم . جماعت ( اعراف / 60 ) . سفاهة : حماقت ، كم عقلى . به معنى جهالت نيز آيد ( قاموس قرآن ) . رسالات : پيامها ، دستورها . مفرد آن رسالت است . ناصح : خير خواه . اندرزگو . ( اعراف / 62 ) . خلفاء : جانشينان . مفرد آن خليفه است . به قولى مفرد آن خليف است . خلف ( بر وزن عمل ) : جانشين خوب و ( بر وزن عقل ) : جانشين بد . بصطة : بسط : وسعت دادن ، گستردن و گشودن . بسطة : وسعت : آن در اينجا با صاد نوشته شده و در بقره / 247 با سين است و هر دو به يك معنى هستند . آلاء : نعمتها . مفرد آن الى ( بر وزن اسم ، شرف و عنب ) است و به صورت جمع 34 بار در قرآن مجيد آمده است . تفلحون : فلح ( بر وزن عمل ) و فلاح : رستگارى . افعال آن همه از باب افعال به كار رفته است . نذر : و ذر : ترك كردن . عرب از اين كلمه ماضى و مصدر و اسم فاعل به كار نبرده است ، به جاى آنها : ترك ، ترك و تارك به كار برده‌اند « نذر » در آيه صيغهء متكلم مع الغير است . رجس : پليد ، مراد از آن در اينجا عذاب است گويند : رجز و رجس هر دو