هود : هود عليه السّلام نام پيامبرى است كه بر قوم عاد مبعوث گرديد ، نام مباركش هفت بار در قرآن آمده و از پيامبران ما قبل تاريخ است ، زمانش ميان زمان نوح و ابراهيم عليهما السّلام بوده و به حكم
وَ لَمَّا جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا هُوداً
از عذاب قومش نجات يافته است .
الملأ : اشراف قوم . جماعت ( اعراف / 60 ) .
سفاهة : حماقت ، كم عقلى . به معنى جهالت نيز آيد ( قاموس قرآن ) .
رسالات : پيامها ، دستورها . مفرد آن رسالت است .
ناصح : خير خواه . اندرزگو . ( اعراف / 62 ) .
خلفاء : جانشينان . مفرد آن خليفه است . به قولى مفرد آن خليف است .
خلف ( بر وزن عمل ) : جانشين خوب و ( بر وزن عقل ) : جانشين بد .
بصطة : بسط : وسعت دادن ، گستردن و گشودن . بسطة : وسعت : آن در اينجا با صاد نوشته شده و در بقره / 247 با سين است و هر دو به يك معنى هستند .
آلاء : نعمتها . مفرد آن الى ( بر وزن اسم ، شرف و عنب ) است و به صورت جمع 34 بار در قرآن مجيد آمده است .
تفلحون : فلح ( بر وزن عمل ) و فلاح : رستگارى . افعال آن همه از باب افعال به كار رفته است .
نذر : و ذر : ترك كردن . عرب از اين كلمه ماضى و مصدر و اسم فاعل به كار نبرده است ، به جاى آنها : ترك ، ترك و تارك به كار بردهاند « نذر » در آيه صيغهء متكلم مع الغير است .
رجس : پليد ، مراد از آن در اينجا عذاب است گويند : رجز و رجس هر دو