تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
چهارم ؟
وَ إِذا قُلْتُمْ فَاعْدِلُوا وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى
در گفتن و اداى شهادت و قضاوت عدالت كنيد و لو به ضرر شخص باشد كه خويشاوند شماست ، عاطفه و خويشى به خلاف عدالت وادارتان نكند . پنجم :
وَ بِعَهْدِ اللَّهِ أَوْفُوا
گر چه ممكن است مراد از « عهد اللَّه » تمام فرمانهاى خدا و تكاليف دينى باشد ولى به نظر مىآيد مراد هر پيمانى است كه با شخصى بسته شود ، اضافه به « اللَّه » نمايانگر شرعى بودن آن پيمان است
ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ
. چون اين فرمانها مثل فرمانهاى قبيل روشن نيستند و احتياج به تدبر دارند لذا ، لفظ « تذكرون » آمده است كه دلالت بر يادآورى و تأمل دارد ، اصل آن « تتذكرون » است . 153 -
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ
. لفظ « ان » به فتح و كسر اول هر دو خوانده است ، « تفرق » در اصل « تتفرق » مراد از ياء متكلّم در « صراطى » به نظر مىآيد كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله باشد و گرنه لازم بود « سبيله » به لفظ « سبيلى » آيد چون آن راجع به خداست يعنى : و بگو اين راه راست من است از آن پيروى كنيد نه از راههاى ديگران و گرنه شما را از راه خدا كنار و پراكنده مىكنند . اين آيهء تأكيد است بر دو آيهء قبلى .
ذلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ
مراد از تقوى به نظرم پرهيز از راههاى غير خداست .

نكته‌ها

موقعيت اين آيات : از ابى بصير نقل شده : پيش امام باقر عليه السّلام بودم ، آن حضرت بر بساطش تكيه كرده بود كه اين آيات محكمات
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 342 | على اكبر قرشى بنابى