تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
كند ، اين قول ، بنا بر تجسم عمل است كه اعمال در اشكال بخصوصى ديده خواهند شد ، اين آيه يكى از نظامات خلقت را دربارهء انسان بيان مىكند . 61 -
وَ هُوَ الْقاهِرُ فَوْقَ عِبادِهِ وَ يُرْسِلُ عَلَيْكُمْ حَفَظَةً حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا وَ هُمْ لا يُفَرِّطُونَ
: اين آيه نيز حاكى از يك مسئلهء مستقل است و آن اينكه خدا ملائكه را تا رسيدن مرگ حافظ انسانها قرار داده است و چون مرگشان رسد همان ملائكه يا ملائكه ديگر آنها را قبض روح مىكنند ،
وَ إِنَّ عَلَيْكُمْ لَحافِظِينَ كِراماً كاتِبِينَ يَعْلَمُونَ ما تَفْعَلُونَ
انفطار / 10 - 12 ظاهرا حافظان همان نويسندگان اعمال هستند
لَهُ مُعَقِّباتٌ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ
رعد / 11
مِنْ أَمْرِ اللَّهِ
به نظرم بلايا و آفات است يعنى براى انسان از پس و پيش تعقيب كنندگانى هست كه او را از آفات و بليّات حفظ مىكنند از نهج البلاغه معلوم مىشود كه هم حافظند و هم كاتب « قد وكل بكم حفظة كراما لا يسقطون حقا و لا يثبتون باطلا » خطبه / 181 .
تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا
نشان مىدهد كه مرگ فنا و نابودى نيست بلكه روح و زندگى انسان بوسيلهء فرشتگان اخذ مىشود و در تحويل آنهاست ، دلائل قاطع در اسلام بر اصالت روح دلالت دارند ، اعتقاد به عدم روح يك عقيدهء متعفّن غربى است
قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ
سجده / 11 خواهد آمد كه
تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا
با آن منافاتى ندارد . 62 -
ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلاهُمُ الْحَقِّ أَلا لَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أَسْرَعُ الْحاسِبِينَ
. پس از وفات به سوى خدا براى محاسبه برمىگردند كه سرپرست حقيقى آنهاست ، داورى دربارهء آنها خاص خداست ، و چون مهلت خدايى بپايان رسد