وَ يَعْلَمُ ما فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ
شامل همهء كرهء زمين است ، از اينجا تا آخر آيه در بيان علم خدا به چيزهاى موجود و به حكم
عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ
است « حبة ، رطب ، يابس » عطف است بر « ورقة » على هذا مراد از رطب و يابس ميوهء تر و خشك است ،
كِتابٍ مُبِينٍ
يا علم خداست و يا لوح محفوظ و آن « بدل » است از
إِلَّا يَعْلَمُها
يعنى : هيچ برگى از درختى نمىافتد مگر آنكه خدا مىداند و هيچ دانهاى به شكم تاريك زمين نمىافتد و هيچ ميوهء تر و خشكى از درخت ساقط نمىشود مگر آنكه خدا مىداند « 1 » ، ربط اين آيه با آيهء قبلى به مناسبت
لَوْ أَنَّ عِنْدِي ما تَسْتَعْجِلُونَ
است ناگفته نماند : ضمير
إِلَّا يَعْلَمُها
كه به مفاتح برمىگردد نشان مىدهد كه اضافهء مفاتح به « الغيب » بيانيه است يعنى خزانههايى كه همان غيبها باشند پيش خداست .
60 -
وَ هُوَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فِيهِ لِيُقْضى أَجَلٌ مُسَمًّى
.
توفى به معنى اخذ كامل است ، قرآن آن را به معناى مرگ به كار مىبرد و نيز به معناى خواب ، مثل اين آيه و آيهء
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها وَ الَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنامِها . . .
زمر / 42 هكذا « بعث » هم در زنده شدن در قيامت و هم در بيدار شدن از خواب به كار رفته ، است ، اگر
يَعْلَمُ . . .
حال باشد از
هُوَ الَّذِي . . .
ميان « يتوفاكم و يبعثكم » فاصله نمىشود ، يعنى : خدا در حالى كه از كار روزانه شما آگاه است شما را شب به خواب مىبرد و در روز بيدار مىكند تا مدت معين سرآيد
ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ
مراد از جمله اولى مرگ و از دومى روز قيامت است « ينبئكم » نشان مىدهد كه انسان روز قيامت اعمال خود را نخواهد شناخت لازم خواهد بود كه خدا آنها را معرفى
هامش
( 1 ) به نظر بعضىلا رَطْبٍ . . .جملهء مستأنفه و شامل همهء موجودات است .