و دو آيهء بعدى روشن مىكند كه : بعد از آمدن پيامبران ، گروههايى كه با آنها مبارزه مىكنند از طرف خدا به بلاهاى گوناگون گرفتار مىشوند تا شايد به ضعف و زبونى خود پى برده دعوت پيغمبر را اجابت كنند ، اگر در برابر اين بلاها و امتحانها بيدار نشدند و گفتند : اينها جريانهاى طبيعى است كه پدران ما نيز ديدهاند ، در اين صورت خدا باز مدتى به آنها مهلت مىدهد كه شايد برگردند ولى آنها به طغيان ادامه مىدهند ، آن وقت ناگهان به بلاى بىامان گرفتار مىشوند ، مثلا موسى آمد ، معجزات آورد ، طوفان ، جراد ، قمّل و مانند آنها آمد ولى ايمان نياوردند تا در بحر احمر غرق شدند ، اين مطلب در سورهء مؤمنون / 75 و 76 ، و اعراف / 94 و 95 نيز آمده است .
43 -
فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا
.
تأسف است از اينكه چرا از فرصت استفاده نكردند .
وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
يعنى تضرع نكردند ليكن دلهايشان سخت شد و امتحان بىاثر ماند ، شيطان از كارهاى بدى كه مىكردند خوشنودشان نمود .
44 -
فَلَمَّا نَسُوا ما ذُكِّرُوا بِهِ فَتَحْنا عَلَيْهِمْ أَبْوابَ كُلِّ شَيْءٍ حَتَّى إِذا فَرِحُوا بِما أُوتُوا أَخَذْناهُمْ بَغْتَةً فَإِذا هُمْ مُبْلِسُونَ
.
مرحلهء سوم و آرامش قبل از طوفان است كه طرفداران باطل به ناز و نعمت تكيه كرده و از هر چيز غافل مىشوند « مبلسون » نشان مىدهد كه گرفتارى طورى بود كه از نجات يافتن مأيوسشان نمود . و چارهاى پيدا نشد .
45 -
فَقُطِعَ دابِرُ الْقَوْمِ الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
.