آنست كه نگويند شما هم ما را سحر كردهاى
فَقالَ الَّذِينَ
حاكى است كه اينها چنان لجوجند كه در اين صورت نيز مىگفتند : اين جادو است ، چون خواستهء آنها براى رفع اشتباه نبود بلكه براى لوث حقيقت و عذر بى جا بود .
8 -
وَ قالُوا لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ مَلَكٌ
اشكال دوم آنها است كه مىخواستند نبوت را در دست انداز قرار دهند و مىگفتند : اگر او پيغمبر است چرا فرشتهاى بكمك او نمىآيد در جاى ديگر گفتهء آنها چنين نقل شده است :
لَوْ لا أُنْزِلَ ، عَلَيْهِ كَنْزٌ أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ
هود / 12
لَوْ لا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ فَيَكُونَ مَعَهُ نَذِيراً
فرقان / 7 و نيز حجر / 7 .
از اين اشكال در جواب داده شده است اول :
وَ لَوْ أَنْزَلْنا مَلَكاً لَقُضِيَ الْأَمْرُ ثُمَّ لا يُنْظَرُونَ
از اين جمله و نيز آيهء
لَوْ ما تَأْتِينا بِالْمَلائِكَةِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ما نُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ ما كانُوا إِذاً مُنْظَرِينَ
حجر / 7 معلوم مىشود : سنت خدا بر اين جارى است كه اگر مردم از پيغمبر معجزه خواستند و خدا آن را آورد و مردم انكار كردند ، عذاب الهى آنها را از بين ميبرد ، خدا نمىخواست اهل مكه يكسره از بين بروند ، مىخواست در مهلت زندگى كنند ، شايد هدايت يابند و از نسلشان پاكان به وجود آيند . خلاصه جواب اينكه : ما فرشته نخواهيم فرستاد زيرا شما در آن صورت قبول نخواهيد كرد و عذاب شما را خواهد گرفت و ما آن را نمىخواهيم .
9 -
وَ لَوْ جَعَلْناهُ مَلَكاً لَجَعَلْناهُ رَجُلًا وَ لَلَبَسْنا عَلَيْهِمْ ما يَلْبِسُونَ
.
جواب دوم اشكال آنهاست « يلبسون » تقديرش « يلبسونه » است ، ضمير آن راجع است به « ما » يعنى اگر ميخواستيم ملك بفرستيم لازم بود او را به صورت انسان در بياوريم تا همشكل انسانها باشد و با او انس بگيرند ، نتيجهاش اين مىشد كه ما امر را بر آنها مشتبه كنيم .