آمدن خبرهاى حق تكذيب و مسخره شده ، نظير عذابهايى است كه آيهء بعدى بيان مىكنند .
6 -
أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ ما لَمْ نُمَكِّنْ لَكُمْ وَ أَرْسَلْنَا السَّماءَ عَلَيْهِمْ مِدْراراً وَ جَعَلْنَا الْأَنْهارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ
.
آن روز مشركان مكه مىدانستند كه عاد ، ثمود ، قوم لوط و امثال آنها چطور تار و مار شدهاند و تمدنها چطور زير خاك رفتهاند ، با آنكه امكانات آنها از اهل مكه بيشتر بود زيرا بارانهاى پر بركت و نهرهاى پر آب در اختيار داشتند ولى اهل مكه فاقد آن بودند ، با وجود آن ، در برابر قهر خدايى نتوانستند مقاومت كنند .
ناگفته نماند « لكم » خطاب به اهل مكه و كفار است و اگر « لهم » گفته مىشد معنى ، مبهم مىگرديد و احتمال مىرفت كه راجع به ضمير « مكنّاهم » است ، مراد از « ما » قدرت و تمكن است ، آن با جملهء بعدى وصف تمكنى است كه از « مكناهم » فهميده مىشود ، منظور از « السماء » باران است به علت در بالا بودن ، چون بهر چيزى كه در بالا باشد سماء گفته مىشود .
فَأَهْلَكْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ أَنْشَأْنا مِنْ بَعْدِهِمْ قَرْناً آخَرِينَ
آيه صريح است در اينكه گناهان سبب هلاكت اقوام و سقوط تمدنها مىشوند ، ممكن است اين كار به وسيلهء عوامل طبيعت باشد مثل جريان قوم نوح و غيره ، ممكن است ستمگرى و عياشى روح مبارزه و مقاومت را از بين ببرد و در مقابل دشمن مقاومت نتوانند مثل ايران در مقابل عرب ، ممكن است از ميان جامعه ، قشر محروم حركت كرده كار ستمگران را يكسره كنند . در هر سه صورت اجلها جلو كشيده مىشوند و انسانها زودتر از اجل مسمى از بين مىروند و نسل صالح يا غالب جاى آنها را مىگيرد .