حلال : حل : باز كردن . حلال : باز شده . چيزى كه در تصرف آن منعى نيست .
لغو : كلام بىفايده . منظور از آن در آيه كلام بدون قصد است .
ايمان : يمين : سوگند . ايمان : سوگندها . يمين در اصل به معنى دست راست و طرف راست است به قولى سوگند و پيمان را از آن يمين گفتهاند كه عرب وقت پيمان بستن و هم سوگند شدن دست راست يكديگر را مىفشردند . ( قاموس قرآن ) .
عقدتم : عقد : بستن و گره زدن . تعقيد يمين آن است كه سوگند از روى قصد و نيت باشد
عَقَّدْتُمُ الْأَيْمانَ
يعنى سوگندها را از روى قصد ياد كرديد گويى لفظ را با قصد و نيت گره مىزنند .
كفارة : مستور كننده . جبران كننده . كفر پوشانيدن .
كسوتهم : كسوت : پوشاك .
تحرير رقبة : حر : آزاد . تحرير : آزاد كردن . رقبه : گردن . مراد از آن برده است ( آن را تسميهء كل به اسم جزء گويند ) .
حلفتم : حلف : سوگند . « حلفتم » سوگند ياد كرديد .
خمر : خمر در اصل به معنى پوشاندن است . مست كننده را خمر گويند كه عقل و احساس را مىپوشاند .
ميسر : قمار . آن از يسر به معنى آسانى است به قولى قمار را از آن ميسر گويند كه بوسيلهء آن مال ديگران به آسانى و بىزحمت بدست مىآيد .
انصاب : نصب ( بر وزن عقل ، شتر ، قفل ) چيز نصب شده و بر پا داشته شده براى عبادت . جمع آن انصاب و نصب ( بر وزن شتر ) است علّت