و يا ضررى برساند چگونه مىتواند معبود باشد .
ناگفته نماند آيهء اول راجع به ذات عيسى و مادرش است كه به حكم
كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ
نمىتوانند خدا باشند ولى اين آيه راجع به معبود بودن و وصف است يعنى معبود بايد قادر به جلب منفعت و دفع ضرر از پرستش كنندگان باشد ، عيسى داراى اين وصف نيست .
اما خدا شنوا و داناست . خواستههاى بندگان را مىشنود و راه رساندن نفع و دفع ضرر را مىداند . ولى عيسى داراى چنين وصفى نيست .
77 -
قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ لا تَغْلُوا فِي دِينِكُمْ غَيْرَ الْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ قَدْ ضَلُّوا مِنْ قَبْلُ وَ أَضَلُّوا كَثِيراً وَ ضَلُّوا عَنْ سَواءِ السَّبِيلِ
.
غَيْرَ الْحَقِّ
وصف غلوّ است يعنى غلوّ ناحق ، و آن قيد توضيحى است زيرا هر غلوّ ناحق است ، غلوّ در دين آن است كه دين را بشرك آميخته كنند و از توحيد تجاوز نمايند
لا تَتَّبِعُوا أَهْواءَ قَوْمٍ . . .
ظاهرا اشاره است به اينكه عقيدهء تثليث و خدا بودن عيسى از ديگران ( روميان ) گرفته شده است چنان كه ذيل آيهء 72 توضيح داده شد و آيهء
وَ قالَتِ النَّصارى الْمَسِيحُ ابْنُ اللَّهِ ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِمْ يُضاهِؤُنَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ . . .
توبه / 30 نيز از اين راز پرده برمىدارد .
به نظر مىآيد كه « ضلوا » ى اول راجع به تثليث روميان است يعنى با اين عقيده گمراه شدهاند و « ضلوا » ى دوم اعم است يعنى مطلقا از راه راست منحرف شدهاند .