تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

كلمه‌ها

اصطفاك : صفو : خالص شدن . اصطفاء : برگزيدن و انتخاب كردن ( آل عمران / 33 ) . طهرك : تطهير بمعنى پاك كردنست ، مراد از آن در اينجا ظاهرا پاك كردن از شرك و اخلاق ناپسند و كارهاى ناپسند است . و آن دلالت بر عصمت مريم دارد . اقنتى : قنوت : طاعت يا دوام طاعت است . و آن در اصل به معنى دوام مىباشد . اسجدى : سجود در لغت بمعنى خضوع و تذلل و در شرع گذاشتن پيشانى بر زمين است . اركعى : ركع و ركوع : خم شدن ، سر پائين آوردن ، ركوع نماز از آنست ، بمعنى خضوع و تواضع نيز آيد . انباء : نبأ : خبر مهم و مفيد . جمع آن انباء است ( قاموس قرآن ) . اقلامهم : قلم : آلت نوشتن . جمع آن اقلام است . مراد از آن در آيه تيرهاى قرعه است بعلّت تراشيده شدن ، قلم نام گذارى شده‌اند ، قلم ( بر وزن حلق ) قطع و تراشيدن گوشهء چيزى است . المسيح : مبارك . لقب عيسى عليه السّلام . آن در عبرانى مشيحا بمعنى مبارك است ( كشاف ) . المهد : گهواره . آن در اصل بمعنى آماده كردن است . كهلا : كهل : ميانسال . ما بين جوانى و پيرى ، بقولى رسيدن به چهل و سه سالگى است . قضى : قضاء در اصل بمعنى فيصله دادن به كار و در آيه بمعنى اراده است . هيئة : شكل .