كلمهها
اصطفاك : صفو : خالص شدن . اصطفاء : برگزيدن و انتخاب كردن ( آل عمران / 33 ) .
طهرك : تطهير بمعنى پاك كردنست ، مراد از آن در اينجا ظاهرا پاك كردن از شرك و اخلاق ناپسند و كارهاى ناپسند است . و آن دلالت بر عصمت مريم دارد .
اقنتى : قنوت : طاعت يا دوام طاعت است . و آن در اصل به معنى دوام مىباشد .
اسجدى : سجود در لغت بمعنى خضوع و تذلل و در شرع گذاشتن پيشانى بر زمين است .
اركعى : ركع و ركوع : خم شدن ، سر پائين آوردن ، ركوع نماز از آنست ، بمعنى خضوع و تواضع نيز آيد .
انباء : نبأ : خبر مهم و مفيد . جمع آن انباء است ( قاموس قرآن ) .
اقلامهم : قلم : آلت نوشتن . جمع آن اقلام است . مراد از آن در آيه تيرهاى قرعه است بعلّت تراشيده شدن ، قلم نام گذارى شدهاند ، قلم ( بر وزن حلق ) قطع و تراشيدن گوشهء چيزى است .
المسيح : مبارك . لقب عيسى عليه السّلام . آن در عبرانى مشيحا بمعنى مبارك است ( كشاف ) .
المهد : گهواره . آن در اصل بمعنى آماده كردن است .
كهلا : كهل : ميانسال . ما بين جوانى و پيرى ، بقولى رسيدن به چهل و سه سالگى است .
قضى : قضاء در اصل بمعنى فيصله دادن به كار و در آيه بمعنى اراده است .
هيئة : شكل .