و اطاعت اظهار نكردند و دست باز نداشتند آنها را بگيريد و بكشيد هر كجا كه پيدا كرديد كه شما را بر آنها تسلطى آشكار دادهايم .
كلمهها
شفاعة : واسطه بودن . شفع و شفاعة در اصل به معنى منضم كردن چيزى است به چيزى ( بقره / 48 نكتهها ) .
كفل : ( بر وزن طفل ) نصيب . بهره .
مقيت : نگهدارنده . توانا . « اقاته : حفظه - اقتدر عليه » منظور از آيه معناى اول است .
تحية : سلام كردن و ديگر نيكىها . تحيت از سلام اعم است و در اصل ماده به معنى زنده ماندن و زنده نگه داشتن است
إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ
: چون با نيكى يا سلامى روبرو شديد » .
فئتين : فئة : گروه . فئتين : دو گروه .
اركسهم : ركس و اركاس : وارونه كردن و برگشت دادن به حالت اوليه .
يصلون : وصول : رسيدن . « يصلون » : مىرسند و منتسب مىشوند .
حصرت : حصر ( بر وزن خلق ) تنگ گرفتن و بر وزن شرف به معنى تنگ شدن است .
اعتزلوكم : عزل : كناركردن . اعتزال : كنار شدن « اعتزلوكم » : كنار شدند از شما .
سلم : ( بر وزن قلم ) اطاعت ، انقياد و تسليم شدن .
ثقفتموهم : ثقف : پيدا كردن و مصادف شدن . « ثقفتموهم » مصادف شديد با آنها .