به قاموس قرآن .
عهد : عهد در اينجا ظاهرا به معنى توصيه و دستور است . گرچه با پيمان نيز مىسازد .
قربان : قربان در اصل مصدر است به معنى نزديك شدن مثل عدوان و خسران و نيز اسم به كار مىرود و آن هر كار خيرى است كه بنده بوسيلهء آن به خدا نزديك مىشود مثل نماز و غيره و در اصطلاح ذبيحهء عبادت را قربان گويند .
زبر : زبر جمع زبور است ، كتاب حكمت و اخلاق را زبور گويند .
ذائقه : ذوق : چشيدن . ذائق : چشنده . مؤنث آن ذائقه است .
زحزح : تزحزح : كنار شدن و كنار كردن است لازم و متعدى هر دو آيد .
غرور : غرور ( بضم - غ ) : فريب دادن ( و بفتح - غ ) : فريب دهنده ، در اين آيه به معنى فريبنده ( مصدر از براى فاعل ) يا فريفتن آمده است .
شرحها
آيات فوق با آيات « احد » بىتناسب نيست ، زيرا در جهاد ، پيوسته مسئلهء انفاق مال و تجهيز لشگريان مطرح است ، جهاد عبارت اخر اى تلاش با مال و جان است ، لذا مناسب بود مسئلهء انفاق و بخل بررسى شود و سخن يهود كه مىگفتند :
خدا فقير است و ما بىنياز ، نقل و ردّ گردد ، گفتههاى ديگر يهود ظاهرا باقتضاى مقام پيش آمده است .
180 -
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ
« هو » راجع به بخل است كه از « يبخلون » فهميده مىشود ، « خيرا »