آيه اشاره به اول جنگ است كه پرچمداران كفار بدست امير المؤمنين عليه السّلام و ديگران كشته شدند ، مسلمانان بر كفار حمله كرده ، كفار رو بفرار گذاشتند ، مسلمانان آنها را به زمين مىريختند و آن باذن و تأييد خدا بود .
حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ
جواب « اذا » در اينجا محذوف است مثل « غلبتم رفع عنكم النصر » يعنى وقتى كه از تصميم خود برگشتيد و در كار جنگ با هم اختلاف كرديد و سفارش پيامبر را ناديده گرفتيد ، مغلوب گشتيد . اين هر سه جمله به آن پنجاه نفر تطبيق مىكند كه به فرماندهى عبد اللَّه بن جبير در سنگر « عينين » بودند آنها چون فرار كفار را ديدند به فكر غنيمت گرفتن افتادند و با فرمانده خود به منازعه پرداختند و دستور اكيد حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله را كه فرموده بوده به هيچ وجه از موضع خود دور نشويد ناديده گرفتند و فقط دوازده نفر با عبد اللَّه ماندند . سواره نظام دشمن حمله كرده و آنها را شهيد نمود و از پشت سر بر مسلمانان تاخت ، مسلمين محاصره شدند ، وضع ميدان عوض گرديد .
مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرِيدُ الْآخِرَةَ
بدنبال آن كه خدا به شما غلبه را كه دوست داشتيد نشان داد ، در آن وقت بعضى از شما دنيا را مىخواست كه سنگر را رها كردند و بعضى آخرت مىخواستند كه در موضع خود ماندند ولى فايده نداشت ، ضمنا معلوم مىشود كه علّت همهء اينها حب دنيا بوده است .
ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَ لَقَدْ عَفا عَنْكُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ
ظاهرا « ثم » مربوط است به « تحسونهم » يعنى : آنها را باذن خدا مىكشتيد سپس در اثر فشل و نزاع و عصيان ، خدا شما را از قتل آنها باز داشت و در آن باز داشتن امتحان ديگرى پيش آمد و معلوم شد كدام از جان گذشته و كدام اهل فرار هستند ، على هذا لام در « ليبتلى » به معنى غايت است ، ولى هر چه بود خدا از خطايتان در گذشت كه خدا بر مؤمنان احسانگر است .