بالفاظ و نظم آن توجه كند معانى ، خندهآور خواهد بود ، مثلا بعضى در مبارزه با :
وَ السَّماءِ ذاتِ الْبُرُوجِ . وَ الْيَوْمِ الْمَوْعُودِ . وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ
گفته است :
« و السماء ذات البروج و النساء ذات الفروج . و الخيل ذات السروج » اين گوينده بالفاظ نظر تمام داشته است ولى معنى خندهآور است يعنى : قسم بزنان فرجدار و قسم باسبان زين كرده . تازه مىخواسته چه بگويد و اين سخن به كدام گوشهء زندگى ارتباط دارد ؟ ! ! و اگر بخواهد : معناى متقن ادا كند الفاظى نظير الفاظ قرآن پيدا نخواهد كرد ، بهترين شاهد اين است كه در عرض چهارده قرن كسى قدم به ميدان مبارزه نگذاشته ، هر كه گذاشته مغلوب برگشته است و اين قهرمان بىنظير ، پيوسته « هل من مبارز » گفته و مىگويد :
وجه دوم آنست كه خدا فرمايد
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
نساء / 82 توضيح اينكه : بشر از اول ادراك تا آخر عمر در يك حال و يك رأى نمىماند بلكه پيوسته نسبت به گذشتهها تغيير عقيده و رويه مىدهد ، بزرگان جهان و سياستمداران پيوسته در عقائد و تصميمهاى خود تجديد نظر مىكنند ، نهر و نخست وزير متوفاى هندوستان نامههاى متعددى بدخترش نوشت ، روزى كه خواستند آنها را ترجمه و چاپ كنند اجازه داد و گفت اينها را به صورت نگاهى به تاريخ جهان ترجمه و چاپ كنيد ولى اگر آنها را امروز مىنوشتم طور ديگر مىنوشتم ولى ديگر فرصت آن را ندارم .
اگر كسى كتابى بنويسد ، بعد از پنج سال بخواهد بار ديگر آن را بنويسد محال است كه تغيير در آن ندهد . و خلاصه بشر نمىتواند رويهء خويش را در همه عمر يكسان نگاه بدارد ولى اگر بشرى پيدا شد و در عرض 23 سال هر چه گفت ديگر از آن برنگشت معلوم مىشود كه از غيب به او مدد مىرسد و اشتباه نمىكند .