نكتهها
1 - ممكن است بگوئيم : نمرود وجود خالق را قبول داشت و محاجهاش فقط دربارهء رب بود كه خالق خداست ولى رب منم ، اما از اينكه ابراهيم در بيان ديگر با لفظ « اللَّه » تعبير مىآورد معلوم مىشود اين منطق در بين نبوده بلكه ادعاى طاغوت اين بوده كه خالق ، إله و رب منم و در مقابل اين گونه جبارها چنان منطقى يافت نمىشود .
2 -
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
يعنى : خدا در ظلمشان هدايتشان نمىكند هم ظلم كنند و هم در ظلمشان حق باشند چنين كارى ميسر نيست ، ظلم با حق جمع نمىشود هم بگويد من پروردگارم و هم منطق حق داشته باشد .
3 - از على بن ابى طالب عليه السّلام نقل شده كه اسم آن جبار كه با ابراهيم عليه السّلام محاجه كرد نمرود بن كنعان بود ، مسعودى در مروج الذهب گويد : او اولين پادشاه از پادشاهان بابل بود كه حدود شصت سال پادشاهى كرد پيامبران اولين انسانها بودند كه براى توحيد و مبارزه با خدايان دروغين و خائنين عالم بشريت به پا خاستند ، ابراهيم عليه السّلام با آنكه به ظاهر يك فرد عادى بود به دربار او راه يافت و بينى او را به خاك ماليد .
در تفسير برهان نقل شده كه اين محاجه در هنگام شكستن بتها بدست آن حضرت بود ولى از امام صادق عليه السّلام نقل شده كه آن بعد از نجات آن حضرت از آتش بود كه خدا آن را به وى سرد و سلامت گردانيد
« وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ »
.