هيبت آنها دلها را پر كرده است ، به جماعت شايد از آن ملاء گفتهاند كه زمين را پر مىكنند .
يطعمه : طعم به معنى خوردن ، چشيدن و مزه آمده مراد از آن معناى دوم است .
ملك : حكمران . ملك ( بضم ميم ) به معنى حكومت و ادارهء امور ، ملك ( بفتح ميم ) اداره كنندهء آن است .
طالوت : نام فرماندهى است كه بر بنى اسرائيل تعيين شد گفتهاند از نوادههاى بنيامين پسر يعقوب بود .
تابوت : صندوق . در بنى اسرائيل صندوقى بنام صندوق عهد بود كه الواح تورات در آن بود چون آن را در جنگ با خود مىبردند در خود آرامش و اطمينان احساس مىكردند و غالب مىشدند .
سكينه : سكون و آرامش قلب .
آل موسى : در مجمع البيان گويد : عرب آل فلان مىگويد و خود شخص را اراده مىكند .
نهر : ( بر وزن قمر و فقر ) به معنى رودخانه يا آب جارى است ( قاموس قرآن ) .
جالوت : نام فرمانده لشكريانى است كه با بنى اسرائيل مىجنگيدند .
جنود : لشكرها . مفرد آن جند است .
فئه : گروه . دسته .
افرغ : يعنى فرو ريز . افراغ به معنى ريختن است ( قاموس قرآن ) .
اغترف : غرف و اغتراف به معنى برداشتن ، غرفه به معنى برداشته شده است
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 460
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٤٦٠