ينفقون : نفق : خارج شدن . انفاق : خارج كردن مال از دست ( خرج كردن ) « ينفقون » خرج مىكنند .
يقيمون : اقامه : برپا داشتن ، استعمال اين كلمه در نماز خواندن ظاهرا براى آنست كه نماز برنامهء ارتباط با خداست اين ارتباط بايد هميشه و پيوسته باشد « يقيمون » برپا مىدارند . « اقامه : ادامه » يوقنون : يقين تحصيل مىكنند . يقين بالاتر از علم و از اوصاف علم است . فيومى در مصباح گويد : يقين علمى است كه از استدلال و تحقيق حاصل شود .
مفلحون : رستگاران . واحد آن مفلح است . فلح : رستگارى و نجات يافتن .
كفروا : كفر در اصل بمعنى پوشاندن است زارع را كافر گويند كه تخم را در زمين مىپوشاند كافر را از آن كافر گويند كه حقائق را با انكار پوشانده است ، خواه از روى جهل باشد و خواه از روى عناد . لازم است كفر را انكار معنى كنيم .
ختم : ختم : مهر نهادن « ختم اللَّه » مهر نهاد خدا .
سمع : گوش و قوهء شنوايى . آن در تمام قرآن مفرد آمده ولى در معنى ، جمع و مفرد به كار رفته است . زيرا كه اصل آن مصدر است و مصادر جمع بسته نمىشوند چنان كه طبرسى و زمخشرى و ديگران گفتهاند .
غشاوة : پرده . اصل آن از « غشى » بمعنى پوشاندن و فرا گرفتن است .
شرحها
در اين آيات مردم به سه دسته تقسيم شدهاند : مؤمن ، كافر و منافق و روشن گرديده كه از اين سه دسته فقط مؤمنان رستگارانند ، بنا بر اين آيات ، مؤمن كسى است كه در باطن عقيده دارد و در ظاهر عمل ، كافر كسى است كه نه ايمان