تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
6 - كسانى كه ( دانسته ) حق را انكار كرده‌اند به آنها فرق نمىكند چه بترسانى و چه ، نترسانى تسليم نمىشوند . 7 - خدا بر قلوبشان مهر زده است و بر گوشها و بر چشمهايشان پرده‌اى هست و عذابى بزرگ براى آنهاست . 8 - بعضى از مردم مىگويند : به خدا و دنياى ديگر ايمان آورده‌ايم ولى مؤمن نيستند .

كلمه‌ها

الم : راجع به اين حروف و نظائر آنها كه فواتح سور نام دارند در اول سورهء اعراف بحث خواهيم كرد . كتاب : مصدر است بمعنى مكتوب . آن در اصل بمعنى جمع كردن مىباشد ، گويى مطالب يا حروف ، در آن در كنار هم جمع شده‌اند ، لشگر را از آن كتيبه گفته‌اند كه بعضى با بعضى جمع شده‌اند ، كتاب بمعنى اثبات تقدير ، ايجاب و اراده نيز آمده است . ريب : شك ، قلق و اضطراب قلبى . هدى : راهنمايى . گويند : « هديته هدى » او را راهنمايى كردم و شايد بمعنى هادى باشد . متقين : پرهيزكاران . مفرد آن متقى است ، اصل آن وقايه و وقاء به معناى حفظ شىء است از آنچه اذيت و ضرر مىرساند ، تقوى به معناى خود نگه دارى مىباشد متقى يعنى كسى كه خودش را از ناپاكى و گناه و عذاب خدا حفظ مىكند . يؤمنون : ايمان : تصديق توأم با اطمينان ، اصل آن امن به معناى آرامش قلب است ايمان تنها عقيده نيست ، بلكه تسليم و انقياد در آن معتبر است . غيب : نهان « الغيب كلّ ما غاب عنك » .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 45 | على اكبر قرشى بنابى