يرضعن : رضع ، رضاع و رضاعة به معنى شير خوردن ارضاع به معنى شير دادن است .
حول : سال . اصل كلمه به معنى تغيّر و انقلاب است . سال را به علت گردش و مكرر بودن حول گفتهاند .
كسوت : لباس همچنين است كساء .
فصال : باز كردن طفل از شير . در اصل به معنى بريدن و جدا كردن است .
وسع : ( بر وزن قفل ) مقدور به قول طبرسى « ما دون الطاقة » آن در اصل به معنى فراخى است مراد از آن مقدور و ميسور است ( مصدر به معنى مفعول ) .
تشاور : مشورت كردن .
تسترضعوا : استرضاع : دايه گرفتن . طلب شير دادن كردن .
شرحها
در تعقيب احكام طلاق و بررسى وضع آن ، در اين آيات سه حكم مورد نظر است : اول اينكه مرد مىتواند در ايام عده به زن رجوع كند ولى بايد غرضش ادامه زندگى باشد نه آزار زن ، چون ممكن است بعضى براى اذيت زن رجوع كنند . دوم اينكه پس از طلاق و انقضاء عده اگر خواستند باز با هم ازدواج كنند ، اقوام زن نبايد از آن جلوگيرى كنند و روى عقدهاى كه از طلاق گذشته دارند ايستادگى نمايند ، سوم در صورت طلاق و عدم آن ، زن حق شير دادن دارد و اگر با موافقت هم ، خواستند دايه بگيرند مانعى نيست و ذيل هر آيه ذكر تقوى و موعظه و آخرت به ميان آمده چون اين گونه جريانها از مراحل حساس زندگى است .