تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨

نكته‌ها

طلاق :

طلاق چيزى است كه هر قانون و شريعت بايد جواز آن را امضا كند ، نمىشود ادامهء تمام زناشويىها را تضمين كرد و طلاق را تحريم نمود ، هر قانونى كه طلاق را تحريم كند بشر را در بن بست قرار داده است ، كليساى كاتوليك كه طلاق را تحريم كرده سخت به اشتباه رفته است دادگاههاى اروپا و امريكا على رغم كليسا جواز هزاران طلاق را صادر مىكنند ، و آن را ضرورت ايجاب مىكند ، دين مبين اسلام با آنكه طلاق را « ابغض الحلال عند اللَّه » مىداند بنا به ضرورت زندگى جواز آن را امضاء كرده است « 1 » .

عده :

حكمت وجوب عده آنچه به نظر مىآيد دو چيز است : اول اينكه معلوم شود زن حامله است يا نه تا در صورت ازدواج با مرد ديگر ، اختلاط نسل پيش نيايد . دوم : شايد در عرض آن مدت زن و شوهر از طلاق پشيمان شده و مرد به زن خود برگردد ، البته با دو طهر ، حامله بودن و نبودن معلوم مىشود ولى تا سه طهر ظاهرا براى آنست كه شايد مرد براى رجوع امكان بيشتر داشته باشد ، چنان كه در متعه فقط با دو حيض عده تمام مىشود چون غرض فقط آنست كه بدانيم رحم زن از نطفه پاك است .

مهر :

مهر در اسلام براى بزرگداشت زن و عطيه‌ايست كه از مرد به او مىرسد
وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَةً
نساء / 4 ، نحله به معنى عطيه و پيش‌كش است ، مهر از حيث كم و
هامش
( 1 ) - در كافى از حضرت صادق - عليه السّلام - نقل شده : « ما من شىء مما أحله اللَّه عز و جل ابغض اليه من الطلاق . . . »