تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
و اگر هم صحيح باشد مراد از آن در اسلام اعم است .

شراب به تدريج حرام شد

شراب و هر مست كننده از اول در علم خدا و در دين خدا حرام بوده و هست ولى چون احكام دين بايد به تدريج بر مردم تحميل شود حرمت شراب نيز به تدريج صورت گرفته است در كافى ( كتاب الاشربة ) سه حديث بدين مضمون نقل شده خدا هيچ پيامبرى را برنيانگيخت مگر آنكه در علمش بود پس از تكميل دين شراب را حرام كند ، شراب از اوّل حرام بوده است ولى دستورهاى دين يكى يكى به مردم بار مىشود و اگر همگى يك دفعه مىآمد عاجز مىماندند دقت در آيات تحريم خمر نيز مؤيد اين معنى است كه هم اكنون بررسى مىشود . 1 -
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما . . .
اين آيه در مدينه نازل شده و لحن آن چندان تند نيست و در مقام مقايسه ضرر قمار و شراب را بيشتر از نفع آنها نشان مىدهد و لفظ « كبير » حاكى است كه ضرر از منفعت بسيار بيشتر است اما در عين حال با ملاحظهء آيه 33 / اعراف حرمت شراب و قمار چنان كه در گذشته گفته شد از اين آيه فهميده مىشود . 2 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ . . .
نساء / 43 اين آيه در مدينه نازل شده و فقط از مستى در حال نماز نهى مىكند به نظر مىآيد كه پس از نزول آيه اول ، هنوز از شراب دست نكشيده بودند تا از مستى در حال نماز نهى شدند ، ظاهر آنست كه پس از نزول اين آيه باز عده‌اى مشروب خورده‌اند چنان كه در الميزان از ربيع الأبرار زمخشرى نقل شده كه پس از نزول اين آيه بعضى شراب خوردند حتى عمر بن الخطاب كه در حال مستى سر عبد الرحمن بن عوف را با استخوانى شكست .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 413 | على اكبر قرشى بنابى