به همين جهت خمار گفتهاند . مراد از خمر هر مايع مستكننده است از انگور و خرما باشد و يا از غير آنها چنان كه در قاموس قرآن مشروحا توضيح دادهام .
ميسر : قمار : اصل آن يسر به معنى آسانى است ، به قولى : قمار را از آن ميسر گويند كه به وسيلهء آن ، مال كسى آسان و بىزحمت به چنگ مىآيد .
اثم : ضرر ، مقابله با « منافع » نشان مىدهد كه معناى اصلى « اثم » ضرر است ظاهرا گناه را به علت مضر بودن اثم گفتهاند .
عفو : گذشت ، بخشودن . به معنى كثرت و حد وسط نيز آيد ، مراد از آن در آيه حد وسط است .
اعنتكم : عنت : رنج ، و اعنات به رنج انداختن است .
تخالطوهم : خلط : آميختن : مخالطه : آميخته شدن . مراد از آن در آيه آميختن مال خود با مال يتيم است .
نكاح : زن گرفتن . به معنى مقاربت نيز آيد . بعضى مقاربت و جماع را معناى اصلى آن دانستهاند انكاح تزويج زنى است به مردى و بالعكس .
اعجبكم : اعجاب : به شگفت آوردن .
محيض : خون ايام قاعده . به معنى وقت حيض ، مكان حيض و حائض شدن نيز آيد ، مراد از محيض اول خون حيض و از محيض دوم وقت حيض است .
اعتزلوا : عزل كنار كردن . اعتزال : كنار شدن ، مراد از آن عدم مقاربت است .
تفسير احسن الحديث (فارسى) — صفحة 403
مساهمون: على اكبر قرشى بنابى
ص٤٠٣