هيچ زمان نبايد نقطهء ضعفى بدست ديگران بدهند .
وَ اسْمَعُوا وَ لِلْكافِرِينَ عَذابٌ أَلِيمٌ
ممكن است مراد از كافرين اهل كتاب باشد يعنى : به اين دستور اهميت بدهيد و اصلا « راعنا » نگوئيد و براى كافران كه چنين قصدى كردهاند ، عذابى دردناك هست و شايد منظور آن باشد كه اگر به اين دستور اهميت ندهيد در زمره كفار هستيد در اين صورت به گناهكار كافر اطلاق شده است .
105 -
ما يَوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ لَا الْمُشْرِكِينَ أَنْ يُنَزَّلَ عَلَيْكُمْ مِنْ خَيْرٍ مِنْ رَبِّكُمْ
.
اين آيه هشدارى است كه كفار راضى نيستند خيرى به مسلمانان برسد ، بايد غمخوار خويش باشند و از ديگران اميدى نداشته باشند . آرى ، هميشه و در هر زمان . احمقانه است كه بگوئيم : استعمارگران قدارهبند در پى سعادت ما هستند ، جملهء
وَ اللَّهُ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ
نويدى بود و هست كه خدا طبق رضاى اهل كتاب و مشركان كار نمىكند بلكه رحمت خويش را به هر كه خواست اختصاص مىدهد و خدا صاحب فضل و احسان و بزرگى است .
106 -
ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها . . .
.
« ما » در اينجا نائب مناب « ان » شرطيه است . ظاهرا مراد از « ننسها » تأخير انداختن حكم است و « مثلها » مربوط به « ننسها » است . يعنى : اگر حكمى را نسخ كنيم بهتر از آن را مىآوريم و اگر آمدن آن را تأخير بياندازيم نظير آن را مىآوريم كه احتياج فعلى را رفع كند . مثلا با آمدن قرآن مقدارى از احكام تورات نسخ شد ولى احكام بهتر و جامعترى جايگزين آنها گرديد و نيز تغيير قبله از اول بعثت تا چهارده سال به تأخير انداخته شد ولى در آن مدت ، بيت المقدس در رفع احتياج نظير كعبه بود .