85 - پس از آن پيمان ، شما آنهائيد كه خودتان را مىكشيد و گروهى از خودتان را از ديارشان بيرون مىكنيد و بر ضد آنها به گناه و ظلم هم پشتى مىكنيد ، و اگر به صورت اسير از پيش شما آيند ، فديه داده ( آزادشان مىكنيد ) حال آن كه بيرون كردنشان بر شما حرام بود ، آيا به بعضى از تورات ايمان آورده و بعضى را انكار مىكنيد ، نيست سزاى چنين كسى در دنيا جز خوارى و روز قيامت به شديدترين عذاب برگردانده شوند و خدا از آنچه مىكنيد ، بىخبر نيست .
86 - همان كسانند كه زندگى دنيا را به بهاى آخرت خريدند در نتيجه عذاب آنها سبك نمىشود و از كسى يارى نه بينند .
كلمهها
احسان : نيكى كردن . حسن ( بضم - حاء ) به معنى نيك ، نيكى و زيبايى است .
القربى : قرب به معنى نزديكى است اعم از نزديكى زمانى يا مكانى يا نسبى ، نزديكى نسبى را قرابت و قربى گويند .
حسن : آن در آيه اسم است به معنى نيك .
توليتم : ولى ( بر وزن فرق ) در اصل به معنى نزديكى و كنار هم بودن است تولى از باب تفعل به معنى اعراض ، دوست اخذ كردن و سرپرستى آيد ، مراد از آن در آيه ، اعراض است .
معرضون : اعراض به معنى برگشتن و بىاعتنايى است . « معرضون » بىاعتنايان .
تسفكون : سفك : خونريزى بقره / 30 « تسفكون » مىريزند .
ديار : خانهها . مفرد آن دار است .
اقررتم : اقرار به معنى اعتراف مىباشد « اقررتم » اقرار و اعتراف كرديد .
تشهدون : شهادت از مشاهده اخذ شده و آن خبرى است قائم مقام مشاهده و ديدن .