قرآن علّت اين تسميه را ذكر كردهام .
صابئين : مفرد آن صابى است . آنها گروهى از اهل كتابند ، رجوع شود به قاموس قرآن .
طور : كوه به قولى طور اسم كوهى است كه خدا در آن با موسى سخن گفت سبت : آن در اصل به معنى قطع است : سبت يهود عبارت از قطع و دست كشيدن از كار در شريعت موسى عليه السّلام است و آن مطابق با روز شنبه است .
قردة : بوزينهها مفرد آن قرد ( بر وزن جسر ) است .
خاسئين : خسأ به معنى طرد شدن و طرد كردن است . « خاسئين » : طرد شدگان .
نكال : عقوبت توأم با عبرت . اصل نكل به معنى منع است نكال يك شخص باعث عبرت ديگران است .
شرحها
به دنبال مطالب گذشته در اين آيات به چند واقعه از قضاياى بنى اسرائيل و عكس العمل آنها در مقابل آن رويدادها اشاره شده است اول اين كه موسى دستور فرمود به سرزمين فلسطين وارد شوند ولى قبول نكرده تا چهل سال در سينا آواره ماندند ، دوم معجزهء موسى در انفجار آب از سنگ . سوم : اينكه موسى را در صحراى سينا به فشار گذاشته و از وى پياز و تره و امثال آن را خواستند : چهارم :
بالا رفتن كوه و قرار گرفتن آن در بالاى سرشان از اعجاز موسى عليه السّلام . پنجم :
جريان اصحاب سبت و گرفتار شدن آنها . ششم : در اين كارها تقصير از يهود بوده است و گرنه :
مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
.
58 -
وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً وَ قُولُوا حِطَّةٌ
.