خلق كردم بتنهايى كه موقعى كه به دنيا آمد نه مالى داشت و نه قدرت و نه قوتى و نه لشگر و عسكرى لخت و عور برهنه ، در اخبار بسيار و كلمات مفسرين دارد : شرح نزول اين آيه و آيات بعد در مورد وليد بن مغيره المخزومى است و مكرر گفتهايم كه مورد مخصص نيست اطلاق و عموم آيه بجاى خود باقى است .
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً
خداوند متعال انسان را خلق فرمود و از ابتدا نطفه علقه مضغه تا صورت بندى شده يك جسم بى روح بود سپس از عالم بالا روح انسان را به او افاضه فرمود كه ميفرمايد :
فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ مُخَلَّقَةٍ وَ غَيْرِ مُخَلَّقَةٍ
. . . الآيه حج آيهء 5 . و ميفرمايد :
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طِينٍ ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فِي قَرارٍ مَكِينٍ ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاماً فَكَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
مؤمنون آيهء 12 الى 14 .
توضيح : آنكه انسان چند قسم روح دارد روح نباتى روح حيوانى انسانى ايمانى اما نباتى مجرد قوه است مثل قوهء كه در حبوبات و هسته و تخم است كه مجرد قابليت رشد و انبات دارد اگر دست تربيت به او داده شده نمو مىكند ، و حيوانى مجرد بخار است كه موجب حس و حركت است كه در حيوانات موجود است و بموت تمام مىشود .
و انسانى عقل و شعور كه خداوند آن را قبل از اجساد خلق فرموده كه در حديث است
( خلقت الارواح قبل الاجسام بالفى عام )
و فرمود :
( الارواح جنود مجنده فما تآلف منها ائتلف و ما تخالف منها اختلف )
و اين روح مجرد است و تعلق بجسم مادى اعلى مراتب قدرت است كه ميفرمايد :
فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
و مراد از خلقا آخر همين روح انسانى است . و اما روح ايمانى : خداوند قذف ميفرمايد در قلوب كسانى كه قابليت تشرف ايمان داشته باشند كه ميفرمايد :
قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَّامُ - الْغُيُوبِ
سبأ آيهء 47 .
بَلِ اللَّهُ يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلْإِيمانِ
حجرات آيهء 17 . و اما القلوب القاسية از قابليت اين موهبت افتادهاند :
ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً
در موقعى كه به دنيا ميآيد از هر جهتى دنيوى و اخروى وحيد است . اما دنيوى نه مال دارد