دماغ او را سوراخ كنيم و زنجير كنيم و او را به اين كيفيت وارد صحراى محشر كنيم ، كفار از مشركين و يهود و نصارى و ساير فرق بسا وارد صحراى محشر ميشوند غل به گردن بزنجير و سلسله بسته شده با صورتهاى سياه ، و اما منافقين سختر از همه اينها اينكه زنجير در دماغ آنها ميكنند و او را به اين كيفيت وارد محشر ميكنند .
[ سوره القلم ( 68 ) : آيه 17 ]
إِنَّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ إِذْ أَقْسَمُوا لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ ( 17 )
محققا ما مبتلا كرديم اين منافقين را همان نحوى كه مبتلا كرديم اصحاب باغستان را زمانى كه قسم خوردند اينكه در صبحگاه بروند و ميوههاى او را از آن جدا كنند و اخذ كنند .
شرح اين آيه و آيات بعد اين است كه : شيخى بود با سخاوت و باغستانى داشت كه ميوه فراوان داشت و آنها را به فقرا بذل ميكرد و اين باغستان در طرف يمن بود ، در خبر از حضرت باقر ( ع ) است كه نه ميل از يمن دور بود و اين شيخ پنج پسر داشت و چون شيخ وفات كرد پس از وفاتش پسران او آمدند براى تماشاى اين باغستان ديدند پر از ميوههاى گوناگون بيش از آنچه در زمان حيات پدرشان بود .
گفتند : پدر ما پير مرد كم شعور بى عقل بود كه تمام اين ميوهها را به فقرا ميداد ما خود هر كدام عيال وار هستيم و احتياج داريم ، و قسم ياد كردند كه فردا صبح مىآييم و اين ميوهها را از اين درختان جدا ميكنيم و خود به مصرف ميرسانيم فقط يك نفر آنها كه اعقل از بقيه بود مخالفت كرد او را اذيت كردند ناچار موافقت كرد . شبانه خداوند آفت فرستاد تمام ميوهها را از بين برد يا سوزاند يا سياه شد يا فاسد گرديد .
صبحگاهان كه آمدند و ديدند كه از بين رفته و فاسد شده آنكه مخالفت كرده بود آنها را ملامت كرد كه مگر من بشما نگفتم كه جلوگيرى از حقوق الهى در حق فقرا نكنيد نشنيديد به كلى از دست داديد .
خداوند حال اين منافقين را تشبيه به اين قضيه فرموده كه فرداى قيامت مشاهده ميكنند كه تمام اعمال آنها فاسد و از بين رفته كه در جاى ديگر ميفرمايد :
وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً
فرقان آيهء 25 . بپردازيم بتفسير آيات .