إِنَّا بَلَوْناهُمْ
ما اين منافقين را مبتلا كرديم كه كليه اعمال آنها را هباء منثورا نموديم .
كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ
همان نحوى كه مبتلا كرديم اصحاب باغستان را كه آن پنج نفر اولاد آن شيخ بودند و آن باغستان بميراث پس از فوت پدرشان به آنها منتقل شده بود و صاحبان آن باغستان بودند .
إِذْ أَقْسَمُوا
شبانه عهد و ميثاق و قسم ياد كردند .
لَيَصْرِمُنَّها مُصْبِحِينَ
صرم بمعنى قطع و جدايى است يعنى ميوهها را از درختان جدا ميكنيم مصبحين چون صبح ميكنيم يعنى در شب قسم و عهد و ميثاق گرفتند كه چون صبح كرديم ميرويم و ميوهها را اخذ ميكنيم .
[ سوره القلم ( 68 ) : آيه 18 ]
وَ لا يَسْتَثْنُونَ ( 18 )
و استثناء نكردند . بعضى گفتند : مراد استثناء مشيت الهى كه نگفتند : الا أن يشاء اللَّه چون بنده در هر فعلى كه اراده دارد بجا آورد بايد معلق بمشيت الهى كند بگويد :
ان شاء اللَّه يا الا أن يشاء اللَّه زيرا بنده استقلال در افعال ندارد تا مشيت الهى موافقت نكند چنانچه ميفرمايد :
وَ لا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّي فاعِلٌ ذلِكَ غَداً إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ
كهف آيهء 22 ، و لكن ظاهر آيه به نظر ميآيد مراد از استثناء استثناء حق فقرا باشد كه نگفتند كه حق فقرا را ادا ميكنيم سپس بقيه را مصرف خود مينمائيم ، و احتمال ميرود كه و لا يستثنون عطف به ليصرمنّها باشد كه مورد قسم است يعنى استثنا نكنند يعنى چيزى از آن را كم نكنند و به فقرا ندهند .
[ سوره القلم ( 68 ) : آيه 19 ]
فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ مِنْ رَبِّكَ وَ هُمْ نائِمُونَ ( 19 )
پس طوف و دور زد بر آن باغستان دور زنندهاى و طوف كنندهاى از پروردگار تو و آنها در خواب بودند شبانه بلا نازل شد از جانب خداى تو و آنها در خواب بودند .
فَطافَ عَلَيْها طائِفٌ
بعضى گفتند : آتش آمد و تمام آن ميوهها را سوزانيد ، بعضى گفتند : عذاب نازل شد و تمام آنها را سياه كرد ، بعضى گفتند : تمام آنها فاسد شد و روى زمين ريخته شد .