ديدند از بنى اسرائيل نيست انكار كردند .
فَلَمَّا جاءَهُمْ بِالْبَيِّناتِ قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ
همين نسبتهايى كه كفّار به تمام انبياء ميدادند كه معجزات آنها را سحر ميگفتند و آنها را ساحر و مجنون و كذّاب و مفترى مىشمردند .
[ سوره الصف ( 61 ) : آيه 7 ]
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُوَ يُدْعى إِلَى الْإِسْلامِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ( 7 )
و كيست ظالمتر از كسى كه افترا بزند بر خدا دروغ را و او دعوت مىشود بسوى اسلام و خداوند هدايت نميفرمايد قوم ستم كاران را .
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ
كسانى كه معجزات انبياء را سحر ميشمارند و رسالت آنها را منكر ميشوند و از راه كذب افترى به خدا ميزنند كه خدا اينها را نفرستاده و اين قرآن و كتب آسمانى را خدا نفرموده و اين دستورات از جانب او نيست اينها ظالمترين ظلمه هستند ، و كيست ظالمتر از اينها .
وَ هُوَ يُدْعى إِلَى الْإِسْلامِ
دو نحوه تفسير شده يكى آنكه مرجع ضمير هو به من در ممّن برگردد كه منافقين باشند كه اظهار اسلام ميكنند و مع ذلك قلبا كافر هستند ، ديگر كفّار كه قلبا ميفهمند و يقين پيدا ميكنند ولى انكار ميكنند كه مفاد
فَلَمَّا جاءَتْهُمْ آياتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبِينٌ وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانْظُرْ كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ
نمل آيهء 13 و 14 با اينكه او دعوت مىشود بسوى اسلام .
اقول : ظلم به سه قسمت ظلم بنفس ظلم به غير ظلم بدين و هر كدام درجاتى دارد اعلى درجاتش افتراء بخداى متعال است ، زير بار معجزاتى كه بدست انبياء داده شده و فعل مختص به خدا است و از قدرت بشر و جنّ و ملك خارج است نروند و اين را حمل بسحر كنند افتراء بخداى متعال است ، و اين معنى شامل جميع كفار و منافقين و مشركين مىشود ، بلكه ميتوان گفت كه نصب خلافت امير المؤمنين را بگويند پيغمبر پيش خود براى اينكه على داماد او بود و خدا نصب نكرده اينها از تمام كفار ظالمترند ، زيرا حقا يقرا بيشتر از آنها درك كردند مع ذلك العياذ پيغمبر را دروغگو و جعال ميشمارند خذلهم اللَّه و شاهد بر اين دعوى آيهء بعد است كه ميفرمايد :