تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
نميشود ، بلكه چه بسيار مورث عذاب مىشود اگر از راه حرام بدست بياورد و به راه حرام صرف كند ، و اما اگر از ممر حلال بدست آورد زحمتى تحمل كرده كه ثبات و بقايى ندارد و نفعى عائد او نميشود ميگذارد و ميرود ، چنانچه ميفرمايد :
مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ فِي حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيبٍ
شورى آيهء 19 كانه مؤمنين معرفى ميكنند البته ما را دلالت فرما بر يك همچه تجارتى ميفرمايد :

[ سوره الصف ( 61 ) : آيه 11 ]

تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ ( 11 ) ايمان بياوريد به خدا و رسول خدا و جهاد كنيد در راه خدا باموال خود و نفوس خود اين براى شما بهتر است از زخارف دنيوى اگر بوده باشيد دانشمند .
تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ
خطاب بمؤمنين است البته اينها ايمان به خدا داشتند و الا مؤمن نبودند معلوم مىشود كه اين جمله غير از شهادتين است . اقول : ايمان به خدا ايمان بتوحيد است توحيد ذاتى و صفاتى و افعالى و عبادتى و نظرى . توحيد ذاتى اينكه ذات مقدس او صرف الوجود است هيچ گونه تركيبى و اجزايى در ساحت قدس او راه ندارد زيرا مركبات سه قسم است خارجى و ذهنى و همى ، مركب خارجى اين است كه اجزاء خارجيه داشته باشد مثل كليهء اجسام سماوى و ارضى ، مركب ذهنى اينكه در ذهن يك ما به الاشتراك دارد تعبير بجنس ميكنند و يك ما به الامتيازى تعبير بفصل ميكنند ، مثلا انسان را كه تصور ميكنى يك جنبهء اشتراكى با حيوانات و اجسام دارد مىگويى حيوان نامى جسمانى و يك ما به الامتياز دارد مىگويى ناطق ، تركيب و همى اينكه هر شيئى را تصور ميكنى و لو ما به الاشتراك نداشته باشد مثل ملك و جن ولى وجودش غير او است و لذا مىگويى نبود بود شد كه مركب از ماهيت و وجود است خداوند وجودش خود او است ماهيت ندارد ، و لذا هميشه وجوب وجود است ازلا و ابدا هيچ معقول نيست وجود عدم شود يا عدم وجود شود تناقض است بلى موجود معدوم مىشود و معدوم موجود مثل سرتاسر ممكنات ، اينست كه مىگويى وجوب وجود . و اما صفاتى اينكه صفت زائد بر ذات ندارد كه عارض بر ذات شود مثل