و الارض الدّعاء
و مكرر گفته شده كه تمام موجودات شعور و ادراك دارند . مىفرمايد :
اگر اين تهديدات و انذارها كه در قرآن مجيد بر انسان در مخالفت اوامر الهى بيان شده و تكليفات مقرر گشته بر كوهها بيان ميشد و جعل فرموده بوديم .
لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً
تصدّع از هم پاشيده شده و متفرق گشته ، چنانچه مىگويند صدع الزجاجة يعنى شكسته شد كه ديگر قابل التيام نيست اشاره به اينكه كوه از هم پاشيده مىشود از خوف الهى و اين قلوب قاسيه هيچ متأثر نمىشوند چنانچه مىفرمايد :
ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ فَهِيَ كَالْحِجارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً
الى قوله
وَ إِنَّ مِنْها لَما يَهْبِطُ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
بقره آيهء 69 .
مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ
از خوف سخط و غضب و عذاب الهى كه سر تا سر قرآن انذار مىكند و خبر مىدهد .
و تلك الامثال نضربها للناس لعلهم يتفكرون بايد تفكر كنند و به خود بيايند كه فرمود :
تفكر ساعة خير من عبادة سنة
تفكر مقابل غفلت است تمام سعادات در اثر تفكر است و تمام مفاسد در اثر غفلت است .
[ سوره الحشر ( 59 ) : آيه 22 ]
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحِيمُ ( 22 )
او است خدايى كه نيست الهى مگر او عالم غيب و شهود است ، او است رحمن و رحيم .
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
مفاد كلمهء توحيد
لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ
كه تعبير بكلمهء طيّبه و كلمهء اخلاص مىكنند . و گفتيم : اين كلمهء شريفه سه دلالت دارد مطابقى التزامى اقتضايى . امّا مطابقى : توحيد عبادتى است كه الوهيّت مختصّ بذات مقدّس او است در مقابل مشركين كه آلهة بر خود قرار دادند و عبادت آنها را مىكنند و مىپرستند مثل اصنام شمس قمر آتش ملك و جنّ و انس و شجر و اشباه اينها . اما التزامى : لازمهء توحيد عبادتى سائر اقسام توحيد است ذاتى صفتى افعالى نظرى .
اما اقتضايى : اينكه آنچه فرموده بايد اطاعت كرد از ارسال رسل و انزال كتب و جعل احكام و نصب خليفه و اعتقاد بمعاد و عدل چنانچه در حديث سلسلة الذهب