تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
خود برنميداريم و دين آنها را حق ميدانيم و بدين آنها هدايت شده‌ايم . اقول : دستگاه شرك از زمان آدم به اغواى شيطان رواج زيادى پيدا كرده كه شيطان صور انبياء را به آنها دستور داده و به دعوى اينكه اينها مقرب درگاه الهى هستند عبادت آنها را بكنيد و رفته رفته آن قدر رواج پيدا كرد كه در زمان نوح يك دنيا تمام مشرك بودند و فقط حدود هفتاد و كسرى بهدايت نوح موحد شدند و پس از آنها باز آن قدر توسعه يافت كه در زمان ابراهيم فقط لوط ايمان آورد و پس از آن در زمان هود و صالح و شعيب تا زمان موسى چه اندازه اهميت پيدا كرد حتى بعد از موسى در بنى اسرائيل مدتها تا زمان عيسى در شرك زيست مىكردند حتى بموسى گفتند
اجْعَلْ لَنا إِلهاً كَما لَهُمْ آلِهَةٌ
- اعراف آيهء 134 و گوساله پرست شدند و نصارى قائل به تثليث شدند و هكذا تا زمان حضرت رسالت .
بَلْ قالُوا إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ
امت در اينجا بمعنى طريقه و مشى است و اين دعوى نوعيت دارد اولاد يهود يهودى ميشوند اولاد نصارا نصرانى اولاد طبيعى طبيعى اولاد مجوسى مجوس اولاد اهل تسنن سنى اولاد نواصب ناصبى حتى اولاد فرق شيعه تابع آباء خود ميشوند اگر اين دليليت داشته باشد بايد تمام مذاهب عالم حق باشد و اين تناقض لازم مىآيد بلكه اين دعوى رد خود مدعى مىشود زيرا هر فرقه ساير فرق را باطل مىداند با اينكه آنها هم همين مدرك را دارند دين را بايد از روى دليل و برهان ثابت كرد و مثل آفتاب بر خود روشن نمود كه اگر تمام عالم بر خلاف آن باشند ذره‌اى در او تأثير نكند نگاه به يك ديگر نكنند .
وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُهْتَدُونَ
با اينكه اين بهانه و عذر تراشى است و خداوند حجت را بر همه تمام كرده و راه عذر را بر همه بسته در هر زمانى حجت الهى ميانهء مردم بوده در هر شهر و قصبه از انبياء و اوصياء و علماء و مؤمنين بودند و هستند
لِيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَنْ بَيِّنَةٍ وَ يَحْيى مَنْ حَيَّ عَنْ بَيِّنَةٍ
- انفال آيهء 44 -
رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ
- نساء آيهء 163 - بلى قاصرين كه دست آنها كوتاه بوده نه از روى تقصير مثل اطفال و مجانين و مستضعفين يا جلوگيرى ديگران فرداى قيامت معاف هستند و لو قابليت بهشت ندارند چون ايمان