و جسمانى هستند و چه قدرتيست كه بين اين دو ارتباط داده كه در وصف انسانى پس از مراحلى كه طى كرده مىفرمايد
ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ فَتَبارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخالِقِينَ
مؤمنون آيهء 14 .
آدمى زاده طرفه معجونيست * كز فرشته سرشته و ز حيوان
ور كند ميل اين شود پس از اين * ور كند ميل آن شود به از آن
خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ
صلصال گل يابس خشك شده و فخار گل پخته شده مثل آجر و خزف ، در جاى ديگر تعبير به طين مىفرمايد و در جاى ديگر تعبير به تراب فرموده :
إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ
و الصافات آيهء 11 آدم ابتداء از زمين سپس از تراب زمين سپس از طين لازب چسبنده سپس گل يابس سپس از ورزيده مثل آجر و خزف .
وَ خَلَقَ الْجَانَّ
كه ابو الجان باشد .
مِنْ مارِجٍ
مرج مختلط است و بعضى گفتند شعلهء آتش است كه خالى از دود باشد .
مِنْ نارٍ
صافى آتش .
فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ
همچه نعمت در اصل خلقت انس و جن با اين همه قدرتنمايى چه نحوه مىشود تكذيب كرد .
[ سوره الرحمن ( 55 ) : آيات 17 تا 18 ]
رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ ( 17 ) فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ( 18 )
پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب پس بكدام نعمتهاى پروردگارتان تكذيب مىكنيد .
بعض مفسرين گفتند : مراد مشرق تابستان و مشرق زمستان و همچنين مغرب اين دو ، بعضى گفتند : مشرق شمس و مشرق قمر و مغرب اين دو در بعض اخبار دارد مشرقين پيغمبر و على و مغربين حسن و حسين .
اقول : مكرر تذكر داده شده كه كرهء زمين و كرهء آب به حركت وضعى دور خود مىگردد در شبانه روز يك دور مىزند و هميشه اوقات نصف اين كه مقابل شمس است روز تشكيل داده مىشود و نصف بر خلاف آن شب تشكيل داده مىشود پس