تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
پس خواندند صاحب خود را كه قدار بن سلاف باشد پس حربهء خود را برداشت پس ناقه را پى كرد .
فَنادَوْا صاحِبَهُمْ
كه شريرترين ثمود بود و جزء آن هفت نفر بود در اصحاب تابوت . هابيل ، نمرود ، شداد ، قدار ، فرعون ، هامان ، سامرى .
فَتَعاطى
يعنى اقدام كرد و در كمين ناقه بود اول فصيل آن را كشت سپس ناقه را پى كرد .
فَعَقَرَ
در اخبار داريم سه نفر از خاندان رسالت ياد از ناقهء صالح كردند صدّيقهء طاهره ( ما كان ناقه صالح و فصيلها بالفضل عند اللَّه الا دونى ) سيد الشهداء در شهادت طفل شيرخوار ( رب لا يكون اهون اليك من فصيل ) حضرت هادى ( ع ) روزى كه متوكل آن حضرت را در ركاب خود پياده برد تا قصر كه فرمود : انگشت‌هاى من افضل است از ناقهء صالح و پس از سه روز متوكّل را كشتند ، چنانچه ثمود را هم سه روز مهلت دادند كه مىفرمايد :
تَمَتَّعُوا فِي دارِكُمْ ثَلاثَةَ أَيَّامٍ
هود آيهء 68 .

[ سوره القمر ( 54 ) : آيه 30 ]

فَكَيْفَ كانَ عَذابِي وَ نُذُرِ ( 30 ) تفسيرش واضع است و گذشت .

[ سوره القمر ( 54 ) : آيه 31 ]

إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً واحِدَةً فَكانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ ( 31 ) محققا ما فرستاديم بر آنها ثمود يك صيحه ، پس بودند مثل چوب پوسيده خشك كه مهياى سوختن است ، در اينجا تعبير بصيحه فرموده يك جا تعبير بصاعقه فرموده :
أَنْذَرْتُكُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ
فصلت آيهء 12 يك جا تعبير - به رجفه فرموده :
فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ
اعراف آيهء 76 و تمام بيك معنى صيحه آمد صاعقه كه عذاب باشد گرفت آنها را آنها برجفه افتادند و هلاك شدند ، لذا ميفرمايد :
إِنَّا أَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ صَيْحَةً واحِدَةً
كه ابتداء صيحه آمد و عذاب رسيد و رجفه آنها را گرفت .
فَكانُوا كَهَشِيمِ الْمُحْتَظِرِ
هشيم چوب خشك در هم شكسته است محتضر پراكنده هر كدام بيك طرفى مثل چوبهايى كه در اطراف يك قطعه نصب مىكنند