تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
جلاله باشد سه صيغه قسم ( باللّه تاللّه و اللَّه ) چنانچه قبلا هم اشاره شد .
ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ
خطاب بمؤمنين است و مراد از صاحبكم رسول اللَّه ( ص ) است و ضلالت گمراهى است مقابل هدايت ميفرمايد : پيغمبر اكرم ( ص ) در ضلالت و گمراهى نيست ، بلكه كار او هدايت است . چنانچه ميفرمايد :
وَ إِنَّكَ لَتَهْدِي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
شورى آيهء 52 .
وَ ما غَوى
غوايت مقابل رشد است كه راه باطل است ، يعنى حضرت رسالت به راه باطل نميرود آنچه ميگويد و آنچه مىكند حق است و صدق است و عين صلاح و رشد است از روى سفاهت و جهالت و بى شعورى و بىادراكى نيست و بر خلاف حق نيست تمام عين حقيقت است .

[ سوره النجم ( 53 ) : آيات 3 تا 4 ]

وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى ( 3 ) إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحى ( 4 ) و از روى هواى نفس و خواهش نفسانى چيزى نميگويد آنچه ميفرمايد : نيست مگر وحى الهى كه به او وحى شده .
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى
نظر به اينكه گفتيم خطاب بمؤمنين است ، و مؤمنين همچه توهمى در حق حضرتش نميبرند در بيان احكام ، زيرا احكام شرعيّه نوعا بر خلاف هواهاى نفسانيه است و بر حضرتش سودى و نفعى ندارد فقط چيزى كه مورد اين توهم مىشود همان نصب امير المؤمنين ( ع ) است بر خلافت و بيان فضائل على و اهل بيت كه العياذ حضرت رسالت از روى هواى نفسانى كه ميخواهد بستگان خود را ترجيح دهد و مقدّم دارد بر سايرين و آنها را پيشواى ديگران قرار دهد بالاخص نوع مسلمين دل خوشى با امير المؤمنين نداشتند . اما منافقين كه اعدا عدوّ على بودند ، و اما سايرين كه ايمان آورده بودند ، يا از جهت اينكه آباء و ارحام و بستگان آنها بدست على كشته شده بودند ، يا از جهت خوف از منافقين تقاعد ورزيدند از حضرت امير المؤمنين ( ع ) و تمايل پيدا كردند به طرف منافقين و شاهد بر اين دعوى خبريست كه ميفرمايد : ( ارتد الناس بعد رسول اللَّه الّا اربعة او خمسة ) و ارتداد فرع ايمان است كه ايمان آوردند سپس برگشتند منافقين را مرتد نميگويند ، زيرا نيامده بودند تا برگردند ، لذا اين توهمرا در حق