بجميع ممكنات و علم ذاتى بجميع موجودات .
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ
آيا كسى كه خلق كند خبر از خصوصيات مخلوقش ندارد :
أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ
ملك آيهء 4 .
وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ
يَعْلَمُ خائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ
مؤمن آيه 20 و وسوسهء نفس همان خيالات شيطانى و خطورات قلبى و هواهاى نفسانى است .
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
كنايه از احاطهء قيوميت و علميت است
وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً
طلاق ، آيه 12 - و در معنى حبل وريد بعضى گفتند : رگ گردن به گردن ، بعضى گفتند : رگ قلب بقلب ، هر چه معنى باشد رگ به گردن و بهم وصل و متصل است لكن از يكديگر خبر ندارند و اين از باب تشبيه است و لذا تعبير باقرب فرده :
يار نزديكتر از من به من است * اين عجبتر كه من از وى دورم
انسان هر چه ايمانش قويتر باشد و تقوايش زيادتر و اعمالش صالحتر باشد قربش به حق يعنى برحمت و تفضلات او بيشتر مىشود ، و هر چه كفرش شديدتر باشد و اعمالش قبيحتر و طغيانش زيادتر بعد از رحمت و تفضلات بيشتر مىشود .
[ سوره ق ( 50 ) : آيات 17 تا 18 ]
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ ( 17 ) ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلاَّ لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ ( 18 )
زمانى كه تلقى مىكنند و مىگيرند دو نفر گيرندگان از هر طرف راست و از طرف چپ نشستهاند تلفظ نمىكند از قولى مگر آنكه رقيب و عتيد نزد او هستند .
يكى از ضروريات دين و صريح آيات شريفهء قرآن نامهء عمل است كه ملائكه موكلين به اين مينويسند چه اعمال و اقوال خوب آنها را رقيب مينويسد و مراقب هستند ، و بد آنها را عتيد ثبت مىكند و اين نامه فرداى قيامت بدست صاحبش ميدهند مؤمنين و صلحا بدست راست و فساق و فجار بدست چپ و بعضى طوق كردن و بعضى از عقب سر چنانچه آيات مشحون به اينهاست مثل :
وَ كُلَّ إِنسانٍ أَلْزَمْناهُ طائِرَهُ فِي عُنُقِهِ وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ كِتاباً يَلْقاهُ مَنْشُوراً * اقْرَأْ كِتابَكَ