خون اصحابش لكن جمعى از اصحاب خود برگشتند به حضرت كه ميخواهى ما را بدست معاويه دهى و خود را نجات دهى و ريختند بخيام حضرت حتى سجاده از زير پايش كشيدند ، دراعه از دوش مباركش برداشتند و خواستند او را بگيرند و تحويل معاويه دهند جمع ديگرى آنها را دفع كردند و حضرت ناچار بمدائن تشريف برد و در مظلم ساباط مدائن خنجر زهر آلود بر ران مباركش زدند ، و از همين باب است سكوت أمير المؤمنين در عصر خلفاء سه گانه ، و سكوت ابى عبد اللَّه ( ع ) در دورهء معاويه و غير اينها ، و همچنين بقيهء ائمه طاهرين در عصر خلفاء جور تمام از روى حكمت و مصلحت و براى حفظ شيعه بوده .
[ سوره الفتح ( 48 ) : آيه 25 ]
هُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصِيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَلِيماً ( 25 )
آنها كسانى هستند كه كافر بودند و جلوگير شدند شما مسلمين را از دخول مسجد الحرام براى اعمال عمره و جلوگيرى كردند بهدى شما را كه برسانيد به محل قربانى و اگر نبود مردان مؤمن و زنهاى مؤمنه كه شما نمىدانستيد اينكه آنها را زير پا ميكردند پس اصابت ميكرد شما را از اين كفار ننگ و عار بدون علم براى اينكه خداوند داخل كند در رحمت خود هر كه را بخواهد اگر تميز داده مى شدند مؤمنين با كفار هر آينه عذاب ميكرديم كسانى كه از آنها كافر هستند عذاب دردناكى .
خلاصه كلام اينكه جماعتى از ضعفا و مؤمنين و مؤمنات در مكهء معظمه بودند كه قدرت بر هجرت نداشتند و اينها با مشركين مختلط بودند و تميز داده نمىشدند و اگر پيغمبر با مشركين صلح نكرده بود و با آنها مبارزه ميفرمود و لو فتح و غلبه با مسلمين بود لكن در جهاد با كفار اين مؤمنين و مؤمنات هم كشته مىشدند و اين باعث مىشد كه مشركين مسلمين را سرزنش و تعيير كنند كه اينها هم مسلكهاى خود را هم كشتند ، و باعث رنجش خاطر مسلمين ميشد كه ما چرا ندانسته اين مؤمنين را كشتيم و لو از روى خطا بود و لكن ديه و كفاره به آنها تعلق ميگرفت لذا امر به صلح شد ، و اگر اين مؤمنين ممتاز بودند از كفار هر