تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن (فارسى) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
او است خداوندى كه باز داشت ايادى كفار و مشركين را بر شما مؤمنين و مسلمين . و باز داشت ايادى شما را بر كفار و مشركين به زمين مكه از بعد از آنكه شما را بر آنها ظفر داد و مظفر شديد ، و خداوند هست به آنچه عمل مىكنيد بينا و بصير .

[ سوره الفتح ( 48 ) : آيه 24 ]

وَ هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ بِبَطْنِ مَكَّةَ مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً ( 24 ) راجع به صلح حديبيه است كه پيغمبر با جمع كثيرى از مسلمين به قصد عمره در ماه ذى القعده آمدند كه گفتند بالغ بر دوازده يا هفده هزار بودند و هدى خود را تقليد كردند داغ گزاردند و اسلحه خود را كنار گذاردند كه بمشركين برسانند كه ما براى جهاد و جنگ نيامده‌ايم بلكه براى عمره آمده‌ايم و مشركين ترسيدند و استغاثه نمودند و تقاضاى صلح كردند و با حضرت صلح كردند كه مسلمين متعرض مشركين نباشند و مشركين هم متعرض مسلمين نباشند ، اگر مسلمين آمدند در ميان مشركين آنها را بمأمن خود رساندند و همچنين اگر مشركين آمدند در ميان مسلمين آنها را بمأمن خود رساندند و مع ذلك باز مشركين جرئت نكردند كه مسلمين بيايند براى عمره در اين سال و بنا شد كه در سال بعد بيايند كه در ظرف اين سال بر آنها معلوم شود كه مسلمين قصد حرب و جهاد ندارند ، و حضرت قبول فرمود . و سر و حكمت اين صلح آن بود كه جماعتى از مسلمين كه قدرت بر مهاجرت نداشتند در مكه و طايف و اطراف مكه بودند اگر حضرت اين صلح را نپذيرفته بود مشركين آنها را ميكشتند و زنهاى آنها را اسير ميكردند و اموال آنها را تصرف ميكردند براى حفظ آنها حضرت قبول فرمود لذا ميفرمايد .
هُوَ الَّذِي كَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ
كه اين مسلمين در امان باشند .
وَ أَيْدِيَكُمْ عَنْهُمْ
كه شما متعرض آنها نباشيد .
بِبَطْنِ مَكَّةَ
كه حديبيه باشد به اين مصالحه .
مِنْ بَعْدِ أَنْ أَظْفَرَكُمْ عَلَيْهِمْ
كه آنها آمدند و استغاثه كردند و تقاضاى صلح نمودند .
وَ كانَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيراً
تفسيرش واضح است . تنبيه : از همين باب است صلح حضرت مجتبى « ع » با معاويه براى حفظ