وَ لكِنِّي أَراكُمْ
يعنى چنين درك ميكنم و ميفهمم كه شما
قَوْماً تَجْهَلُونَ
دو قسم جهل است يك جهل مقابل علم نادان و يك جهل مقابل عقل كه بمعنى حمق است يعنى نافهم و ظاهرا جهل در اينجا بمعنى دوم است .
[ سوره الأحقاف ( 46 ) : آيه 24 ]
فَلَمَّا رَأَوْهُ عارِضاً مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ ( 24 )
پس چون ديدند آن عذاب را ابرى كه آمد در وادىهاى آنها گفتند اين ابرى است كه باران بر ما مىبارد بلكه اين آن چيز است كه شما طلب تعجيل او را ميكرديد به او بادى است كه در او عذاب دردناك است . خداوند باد را فرستاد كه ميفرمايد :
وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِكُوا بِرِيحٍ صَرْصَرٍ عاتِيَةٍ سَخَّرَها عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيالٍ وَ ثَمانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِيها صَرْعى كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِيَةٍ فَهَلْ تَرى لَهُمْ مِنْ باقِيَةٍ
الحاقة آيه 6 الى 8 .
فَلَمَّا رَأَوْهُ
چون آنچه استعجال ميكردند ديدند
عارِضاً
ابر تيرهاى را ميگويند سياه و ظلمانى .
مُسْتَقْبِلَ أَوْدِيَتِهِمْ
آمد تمام مراكز آنها را از منازل و مزارع و باغستانهاى آنها را فرو گرفت اينها بسيار خشنود شدند چون گرفتار خشك سالى بودند .
قالُوا هذا عارِضٌ مُمْطِرُنا
گفتند : اين ابر باران شديد دارد تمام مزارع و باغستانهاى ما را مشروب مىكند و نهرها و رودخانهها و چشمهها و چاههاى ما پر آب مىشود لكن چنين نيست .
بَلْ هُوَ مَا اسْتَعْجَلْتُمْ بِهِ
كه گفتيد به حضرت هود :
فَأْتِنا بِما تَعِدُنا
حال آمد .
رِيحٌ فِيها عَذابٌ أَلِيمٌ
كه از صبح روز اول تا شام روز هشتم شب و روز پى در پى كه معنى حسوما است آن هم تند و سخت كه معناى صرصر است كه در اين باد عذاب دردناك است سپس بيان عذاب اليم را ميفرمايد :