لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
كه گفتيم : لعل از خداوند بمعنى بايد است نه ترديدى كه شايد باشد .
[ سوره الأحقاف ( 46 ) : آيه 28 ]
فَلَوْ لا نَصَرَهُمُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْباناً آلِهَةً بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ وَ ذلِكَ إِفْكُهُمْ وَ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ( 28 )
پس چرا يارى نكردند آنها را كسانى كه اينها گرفتند آنها را از غير از خدا آلهه جهت تقرب به آنها بلكه از آنها ضلالت پيدا كردند و اين براى اين است كه دروغ بستند به آنها كه اينها ما را يارى ميكنند و آنچه كه بودند و افترا ميزدند .
فَلَوْ لا نَصَرَهُمُ
نه جلب نفعى بر آنها كردند نه دفع ضرى
الَّذِينَ اتَّخَذُوا
كسانى را كه اين كفار آنها را گرفتند ،
مِنْ دُونِ اللَّهِ قُرْباناً
كه تقرب بآنها پيدا كنند
آلِهَةً
آلههء خود مثل اصنام و ازلام و ساير آلههء آنها .
بَلْ ضَلُّوا عَنْهُمْ
علاوه از اينكه يارى نكردند از آنها جدايى جستند كه ديگر آنها را نيافتند .
وَ ذلِكَ
اين اتخاذ آلهه
إِفْكُهُمْ
دروغى بود كه نسبت به اين آلهه ميدادند .
وَ ما كانُوا يَفْتَرُونَ
و افترا مىبستند .
[ سوره الأحقاف ( 46 ) : آيه 29 ]
وَ إِذْ صَرَفْنا إِلَيْكَ نَفَراً مِنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْآنَ فَلَمَّا حَضَرُوهُ قالُوا أَنْصِتُوا فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلى قَوْمِهِمْ مُنْذِرِينَ ( 29 )
و ياد كن زمانى كه توجه داديم بسوى تو طايفهاى از جن را كه از شما استماع ميكردند قرآن را پس چون حاضر شدند خدمت شما براى استماع قرآن به يكديگر گفتند كه ساكت شويد و همهمه نكنيد تا ما توجه كنيم براى استماع قرآن و چون تلاوت قرآن تمام شد رفتند بسوى قوم خود و آنها را انذار كردند كه بيائيد و بشرف اسلام مشرف شويد .