مقصود هم نائل نميشود و چهار قسم عدل داريم عدل در عقائد عدل در اخلاق عدل در افعال عدل در حقوق عدل در عقائد اينكه معتقد بجميع عقائد حقه باشد نه چيزى زياد كند كه بدعت در دين گذارد و نه چيزى از دين را منكر شود كه در هر دو صورت كافر مىشود و از ايمان خارج مىشود نه افراط و نه تفريط و همين است صراط مستقيم و باقى طرق سبل الشيطان است چنانچه ميفرمايد
وَ أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ وَ لا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ
انعام آيهء 154 عدل در اخلاق اتصاف بصفات حميده و ملكات حسنه و اخلاق فاضله صراط مستقيم است نه زياده روى و نه كوتاهى مثلا سخاوت حد وسط است زياده روى اسراف و تبذير است و كوتاهى بخل است تواضع حد وسط است زياده روى كبر و نخوت است و كوتاهى ذلت و خفت است و هكذا عدل در افعال اتيان بواجبات و ترك محرمات است كه انسان عادل كسى را گويند كه تارك كبائر و اصرار بر صغائر و منافيات مروت باشد و باصطلاح فرمان بردار باشد و زياده رويش رهبانيت است كه در شريعت اسلام حرام است
( لا رهبانية فى الاسلام )
و كوتاهيش فسق و فجور است عدل در حقوق حق خود را حفظ كند و نگذارد از بين ببرند و حق كسى را هم از بين نبرد و پايمال نكند تمام اينها مدخول
وَ أَنِ اعْبُدُونِي
است زيرا دين مقدس اسلام چيزى فروگذار نكرده و مصداق
هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ
است و البته انسان در اين راه دو چيز لازم دارد اولا بايد علم به راه پيدا كرد كه اوجب واجبات تحصيل علم است بعقائد و اخلاق و اعمال و حقوق و ثانيا بايد سير كرد علم بى عمل و عمل بى علم ضلالت است چنانچه از حضرت رسالت است فرمود مردم چهار قسم هستند
( جاهل متهتك و عالم متهتك و جاهل متمسك و عالم متمسك )
سه قسم اول فى النار و قسم اخير فى الجنّة .
[ سوره يس ( 36 ) : آيه 62 ]
وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْكُمْ جِبِلاًّ كَثِيراً أَ فَلَمْ تَكُونُوا تَعْقِلُونَ ( 62 )
و هر آينه بتحقيق شيطان