ميدادند .
ادْخُلُوا
امر الزاميست يعنى الا و لا بد بايد داخل شويد و اگر امتناع كرديد شما را باجبار مياندازند ميانهء جهنم چنانچه ميفرمايد
كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ
ملك آيهء 8 .
أَبْوابَ جَهَنَّمَ
يعنى هر فوجى را از يكى از ابواب جهنم داخل مىكنند چنانچه گذشت كه فرمود
لِكُلِّ بابٍ مِنْهُمْ جُزْءٌ مَقْسُومٌ
حجر آيهء 44 .
خالِدِينَ فِيها
مسئلهء خلود از ضروريات دين اسلام و نصوص قرآن است و منكر آن كافر است و معنى خلود اينست كه ابد الاباد معذبند در جهنم خلافا لبعض حكماء اسلامى كه خلود در عذاب را منكر شدند و متمسك شدند به اين آيه
خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ
هود آيهء 109 حتى خلود در بهشت را هم منكر شدند به همين جمله در آيهء 110 حتى مثنوى ميگويد :
پس عدم گردم عدم چون ارغنون * گويدم كانا اليه راجعون
العياذ باللَّه القاء كل ماهيات و صرف وجود شدن و آيات مطلقه را به اين آيه تقييد كردند و متمسك شدند بخبرى كه دارد گشنيز علف جهنم است كنايه از رحمت است و بعضى منكر شدند مثل شيخيه كه گفتند پس از مدتى اهل جهنم جنس آتش ميشوند و ديگر آتش به آتش تأثير ندارد و لكن جواب آنها اينكه آيهء «
ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ
» كنايت از دوام است زيرا اگر مراد دوام آسمان و زمين به اين كيفيت فعلى باشد اين قبل القيمه تغيير مىكند كه ميفرمايد «
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ
-
يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ
-
إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ
و غير اينها و اگر مراد نيست صرف باشد هو اول الكلام و اما جنس آتش شدن منافيست با آيهء
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ
نساء آيهء 59 بلكه لازمهء اين كلام اينست كه شيطان و شياطين و جن از آتش متألم نشوند زيرا از جنس آتش هستند و منافيست با قوله تعالى
لَأَمْلَأَنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ
هود آيهء 120 و خبر