شده و نه ميزايد قاهر فوق عباده تمام مقهور تحت ارادهء او هستند و اعجب از اين اينكه بعضى را خدا دانستند چنانچه ميفرمايد
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ
مائده آيهء 19 و بعض صوفيه على عليه السلام را خدا دانسته يا حسين عليه السلام را ميگويد :
باز ديوانه شدم زنجير كو * من حسين اللّهيم تكفير كو
[ سوره الزمر ( 39 ) : آيه 5 ]
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّيْلِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُسَمًّى أَلا هُوَ الْعَزِيزُ الْغَفَّارُ ( 5 )
خلق فرمود آسمانها را و زمين را به حق از روى حكمت و مصلحت صحيح درست بجا و بموقع ميگذارد شب را بر روز يعنى ميافزايد و روز را بر شب و مسخر فرمود خورشيد و ماه را كل اينها در جريان و سير هستند براى مدتى كه بر آنها تعيين فرموده و نام نهاده آگاه باشيد او است عزيز و بسيار آمرزنده .
خَلَقَ السَّماواتِ
هفت طبقهء آسمانها را كه در خبر دارد هر طبقهء آنها تا طبقهء ديگر پانصد سال راه است و فوق آنها كرسيست كه ميفرمايد
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
آيهء الكرسى و فوق كرسى عرش است كه محيط بجميع عوالم جسمانيست و فوق آن عوالم مجردات عالم عقول و نفوس و ارواح و فوق آن عالم انوار و فوق آن عالم لاهوت كه لا يدرك و لا يوصف است و جز ذات اقدسش احاطه به آن ندارد و عالم جبروت .
وَ الْأَرْضَ
كرات سفليّه كرهء زمين كه بر روى كرهء آب فرار گرفته مثل كشتى روى آب و كرهء هوى كه محيط بكرهء آب و زمين است جل الخالق .
بِالْحَقِّ
حق بمعنى ثابت است مقابل باطل كه زائل و زاهق است يعنى از روى حكمت و مصلحت صحيح بجا و بموقع است و كار قبيح و لغو نيست .
يُكَوِّرُ اللَّيْلَ عَلَى النَّهارِ وَ يُكَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّيْلِ
تكوير چيزى بر چيزى گذاردن است مثل تكوير عمامه كه روى هم پيچيده مىشود و ظاهرا اينجا بمعنى زياده و نقصان است كه شب را بر روز ميافزايد و روز را بر شب چون كرهء زمين