( وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ )
صنعت عجيبيست ميان كوه را در آورند خانه بسازند در كوه مشتمل بر بيوت زيادى كه از خطر خرابى مصون و محفوظ باشد « فاره » بمعنى استاد ماهر است كه چه مهارتى داشتند .
(
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ )
گذشت تفسيرش .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 151 تا 152 ]
وَ لا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ ( 151 ) الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَ لا يُصْلِحُونَ ( 152 )
و اطاعت نكنيد امر مسرفين را كه اكابر و اعيان آنها بودند كه زياده روى ميكردند در معاصى و افعال قبيحه و اخلاق رذيله و اعمال ناشايسته كه كسانى هستند كه افساد ميكنند و فعل صالحى از آنها صادر نميشود و اصلاح نميكنند .
اسراف زياده رويست و در هر امرى حرام است و تبذير از بين بردن است نوعا اعيان و رؤساء و اشراف در امور اسراف ميكنند بخصوص اسراف در معاصى و طغيان و سركشى و سرپيچى البته زيردستان در تحت اطاعت آنان ميروند براى استفاده مادى از آنها و فروختن دين به دنيا مثل اتباع معاويه و يزيد و ساير سلاطين بنى اميه و بنى عباس و سلاطين جور بلكه در بسيارى از موارد كاسه از آش گرمتر است مثل عمر سعد كه امر باحتراق خيام حرم كرد با اينكه دستورى از يزيد و ابن مرجانه نداشت و كارهاى ديگر و هكذا فعلله و تفعلله ، در جواب حضرت صالح قوم ثمود گفتند :
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 153 ]
قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ( 153 )
جز اين نيست كه تو از كسانى هستى كه بسيار سحر شدهاى و بسيار در سحر فرو رفتهاى كه عقلت را از دست دادهاى و ديگر شعور و ادراك ندارى .
و لذا بسيارى از انبياء را رمى بجنون ميكردند و به سفاهت و كم عقلى و بى شعورى ، چون با آلههء آنها طرف بودند كسى كه با خدايان آنها طرف شود و خبر از زنده شدن بعد از مردن و پوسيده شدن دهد و از عقاب و عذاب تحذير و انذار كند او را جاهل و مجنون و ساحر و ساير مزخرفات ميدانند .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيه 154 ]
ما أَنْتَ إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُنا فَأْتِ بِآيَةٍ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ( 154 )
نيستى تو مگر يك بشر