و اجمالش اينكه حضرت صالح در سن 16 سالگى مبعوث برسالت و مأمور بدعوت شد و تا سنش به صد و بيست سال رسيد صد و چهار سال دعوت فرمود فقط ضعفاء و فقراء به او ايمان آوردند و متكبرين و اعيان و اشراف قوم ايمان نياوردند و عمر آنها طولانى بود بين 300 سال تا 1000 سال و مركز آنها بين شام و مدينه نزديك يمن بود و حضرت صالح فرمود من از دعوت بشما ملول شدم شما هم از دعوت من ملول شديد بيائيد ميرويم نزد بتها و آلهه شما من از آنها حاجت ميطلبم اگر برآورده شد از ميان شما بيرون ميروم و دست از دعوتم برميدارم و شما هم از خداى من حاجت طلبيد اگر برآورده شد به من ايمان آوريد گفتند انصاف دادى رفتند نزد بتها آنچه حضرت صالح حاجت طلبيد اثرى ديده نشد فرمود شما حاجت طلبيد از خداى من گفتند از دل سنگ يك شتر با اين خصوصيات بيرون آور حضرت صالح ناقه عظيمهاى بيرون آورد گفتند بچه بياورد فورى بچه زائيد و انقدر شير ميداد كه تمام قوم را كفايت ميكرد رؤساء ديدند اين معجزه بزرگ مشهود تمام قوم مىشود و ايمان مىآورند رفتند بچه او را كشتند و ناقه را پى كردند و سه روز بيشتر طول نكشيد كه تمام بصيحه و صاعقه هلاك شدند .
اقول : سه نفر از خاندان رسالت يادى از ناقه صالح و فصيل آن كردند يكى صديقهء طاهره كه سيد بحر العلوم از لسان جده خود ميفرمايد
« خلوا ابن عمى او لاكشف بالدعاء رأسى و اشكو للَّه شجونى ما كان ناقة صالح و فصيلها بالفضل عند اللَّه الا دونى »
ديگر ابى عبد اللَّه طفل شيرخوار خود را دست گرفت عرض كرد
« رب لا يكون اهون اليك من فصيل »
ديگر حضرت هادى ( ع ) روزى كه پياده در ركاب متوكل ميرفت فرمود شست پاى من در نزد خدا افضل از ناقه صالح است . و پيغمبر ( ص ) قاتل على امير المؤمنين را شقيق عاقر ناقه ثمود فرمود و يكى از چهارده نفر كه اصحاب تابوت هستند او را معين كردند بپردازيم بتفسير آيات :
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 143 تا 145 ]
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ( 143 ) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ ( 144 ) وَ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ ( 145 )
شرحش به عين در مورد نوح گذشت احتياج بتكرار ندارد .
[ سوره الشعراء ( 26 ) : آيات 146 تا 150 ]
أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ ( 146 ) فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ ( 147 ) وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ ( 148 ) وَ تَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبالِ بُيُوتاً فارِهِينَ ( 149 ) فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُونِ ( 150 )