قرآن مجيد او و فرمايشات او نبود ما هيچ دليلى بر اثبات انبياء سلف نداشتيم نه از طريق يهود و نه از طريق نصارا و نه غير آنها چنانچه در مجلد اول كلم الطيب مفصلا و مشروحا بيان شده و ديگر آنكه افضليت او را در جميع كمالات بر ساير انبياء دلالت دارد و اما اگر بكسر تاء باشد فقط دليل به خاتميت او است .
وَ كانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً
اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ
( انعام آيه 124 )
[ سوره الأحزاب ( 33 ) : آيه 41 ]
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً ( 41 )
اى كسانى كه ايمان آوردهايد ذكر خدا را كنيد ذكر بسيارى .
اخبار بسيارى داريم كه ذكر كثير تسبيح فاطمه ( ع ) است و در بعض اخبار دارد كه جبرئيل به حضرت رسالت عرض كرد
« قل سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا إله الا اللَّه و اللَّه اكبر و لا حول و لا قوة الا باللَّه عدد ما علم وزنة ما علم و ملأ ما علم فان من قالها كتب اللَّه به بهاست خصال كتب من الذاكرين اللَّه كثيرا و كان افضل من ذكره بالليل و النهار و كان له غرسا فى الجنة و تحاتت عنه خطاياه كما تحات و رق الشجر الناميه و ينظر اللَّه اليه و من نظر اللَّه اليه لم يعذبه »
و در بعض اخبار سى مرتبه تسبيحات اربعه ذكر كثير است و در كافى يك باب مفصل در بيان ذكر كثير دارد . اقول : اين اخبار بيان مصاديق است و كثرة و قلة امر اضافى است هر زائدى بر ما دون خود كثير است و هر ناقصى بر ما فوق خود قليل و آيه شريفه درباره ذكر الهيست بجميع اسماء حسنى و صفات عليا هر چه بيشتر بهتر بلكه دارد مؤمن بايد دائما در هر حاليست از - ذكر غافل نشود چنانچه مفاد همين آيه است خطاب بمؤمنين
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْراً كَثِيراً
.
[ سوره الأحزاب ( 33 ) : آيه 42 ]
وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِيلاً ( 42 )
تسبيح پروردگار كنيد در صبح و شام .
تسبيح تنزيه حق است از آنچه لا يليق به كه تعبير بصفات سلبيه ميكنيم و صفات جلال كه اجل از اين است كه متصف به اين صفات نقص و عيب باشد زيرا موجب احتياج مىشود چه در ذات و چه در صفات و چه در افعال . ( نه مركب بود و جسم نه مرئى نه محل - بى شريك است