و بعض صفات خبيثه بسا باعث فقر ميگردد .
4 - بسا نسبت به كفار و ظلمه ، توسعه و غنى ، بلا و عقوبت آنها است چنانچه ميفرمايد
وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُمْلِي لَهُمْ خَيْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلِي لَهُمْ لِيَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهِينٌ
( سوره ال عمران آيه 178 ) و فقر و ضيق نسبت به مؤمن لطف و عنايت او است براى اينكه آلوده به زخارف دنيوى نشود و اجرش در قيامت زياد شود و حكم ديگر ، لذا ميفرمايد :
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ
چه بسيار غناى يك نفر امتحان چندين نفر است و فقر ديگرى امتحان جماعتى مىگردد ولى درك اين حكم و مصالح را نمى كنند مگر مؤمنين كه مىفرمايد :
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ
.
[ سوره الروم ( 30 ) : آيه 38 ]
فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ ذلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ( 38 )
پس بايد بدهى صاحب قرابت را حق او را و مسكين و ابن سبيل و اين اداء حق ذوى الحقوق بهتر است براى كسانى كه اراده ميكنند خلوص و قربت للَّه را و اينها خودشان رستگاران هستند .
فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ
اخبار بسيار داريم از حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السلام و از ابى سعيد خدرى كه ذا القربى فاطمه است و حق او فدك است و شرحش بطور مختصر كه منافى با وضع تفسير نباشد اينست كه : فدك ملك خديجه بود يهود در مدينه بحيل و وسائلى تصرف كرده بودند و چون پيغمبر هجرت فرمود بمدينه ، يهود آمدند و فدك را تقديم حضرت كردند اين آيه نازل شد كه اين فدك چون از خديجه بوده و وارثش فاطمه است پس حق فاطمه است به او رد فرما حضرت بفاطمه دادند و سه سال قبل از رحلت حضرت رسول اللَّه در تصرف فاطمه بود و مال الاجاره آن را صرف فقراء مسلمين مىنمود و چون ابى بكر بر سر پا شد عمال خود را فرستاد تا عمال فاطمه را از فدك بيرون كردند و آن را تصرف نمود و استتار كرد بشهادت اوس بن حدثان و عايشه و حفصه كه پيغمبر فرمود « انا معاشر الانبياء لا نورث ما تركناه صدقه » و اين كلام از جهات بسيار باطل است :