1 - خلاف نص قرآن است كه فرمود
وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ
( سوره نمل آيه 16 ) و از قول زكريا كه عرض كرد
فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ
( سوره مريم آيه 5 - 6 ) .
2 - اين ميراث خديجه بود نه ميراث پيغمبر چنان كه از خود اين جمله استفاده مىشود ، كه حق فاطمه قبل از رحلت پيغمبر بوده و ميراث حق وارث است بعد از وفات مورث .
3 - عنوان ميراث نبوده كه پيغمبر در زمان حيات نحله فاطمه قرار داد .
4 - تكذيب فاطمه رد شهادت خدا است كه باتفاق سنى و شيعه آيهء تطهير فاطمه را شامل مىشود و جزء اهل بيت است .
5 - از فاطمه مطالبه شاهد كردن ، خلاف ضرورى دين است كه فرمود
« البينة على المدعى و اليمين على من انكر » .
6 - شهادت امير المؤمنين و ام ايمن و حسنين را رد كردن با اينكه ام ايمن اقرار گرفت از ابى بكر كه پيغمبر فرمود ام ايمن از اهل بهشت است .
7 - اگر فاطمه حقى نداشت چرا ابى بكر نامه رد فدك را بفاطمه داد و اگر حق داشت چرا عمر پاره كرد .
8 - اگر فاطمه حق نداشت چرا عمر بن عبد العزيز فدك را رد كرد ببنى هاشم معلوم بود كه سابقين ، غاصبين بودند و همچنين در بنى عباس كه باز برگردانيدند بائمه ( ع ) 9 - اگر شهادت عايشه صدق است چرا خانه پيغمبر را تصرف كرد و شيخين را در آنجا دفن نمود .
10 - اگر دفن در خانه پيغمبر ( ص ) جايز بود چرا مانع شد از دفن حضرت مجتبى ( ع ) و گفت خانه من است و بجميع آنچه ذكر شد در اخبار ذكر شده .
وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ
كه حق آنها از صدقات و زكوات است كه در قرآن ميفرمايد
إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ
الى آخر الايه ( سوره توبه آيه 60 ) .
ذلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ
كه به داعى قربت و خلوص باشد نه ريا و سمعه .