ايمان است . تقواى از معاصى كبار و ترك اصرار بر صغار و ترك منافيات مروت كه مرادف با عدالت است و تقواى از توجه به غير ، در امور ، كه معنى خلوص است مخصوصا در عبادات كه شرط صحت عبادت است ، تقواى از كليه معاصى كه قريب المعنى با عصمت است تا درجه عصمت و فوق عصمت حتى تقوى از ترك اولى كه تمام اين مراتب در اين دين قيم داخل است .
وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ
كه ركن اعظم دين است «
الصلاة عمود الدين ، قربان كل تقى ،
معراج المؤمن ،
عنوان صحيفة المؤمن ، ان قبلت قبل ما سواها و ان ردت رد ما سواها و تاركها كافر و تضييعها يورث زوال الايمان عند النزع »
و غير اينها .
وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
نه شرك در عبادت و نه شرك در صفات و نه شرك در افعال بلكه نظر ، به كلى از غير او برداشته شود كه شرك نظرى گفتيم ، نه بكسب خود ، نه به غير خود ، نه برئيس و نه به كار فرما و نه بمال و نه بجاه ، تمام متوجه او باشد و بس ، و گفتيم مراتب توحيد پنج مرتبه است : ذاتى ، صفاتى ، افعالى ، عبادتى ، نظرى .
[ سوره الروم ( 30 ) : آيه 32 ]
مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَ كانُوا شِيَعاً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ ( 32 )
از كسانى كه تفرقه پيدا كردند در دين خود ، و بودند گروه گروه و دسته دسته و احزاب مختلفه هر حزبى به آنچه نزد آنها است فرحناك و خورسند هستند .
مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ
عطف به مشركين باشد يعنى « و لا تكونوا من الذين فرقوا دينهم » .
و ممكن است بيان
« الْمُشْرِكِينَ »
باشد ، به همان شرك به معناى اعم كه توضيح داده شد و اين اقرب است اما مشركين در الوهيت و پرستش بعضى بت و بعضى آفتاب ، بعضى گاو ، بعضى گوساله ، بعضى مجسمه بعضى ملائكه بعضى جن بعضى آتش بعضى انبياء . و اما كفار يهود هفتاد و يك فرقه شدند يك حق و هفتاد باطل ، نصارى هفتاد و دو فرقه يك حق و بقيه باطل چنانچه پيغمبر فرمود :
« ستفترق امتى ثلاث و سبعين فرقه »
يك حق و بقيه باطل ميفرمايد نباشيد از فرق - باطله دين قيم يكيست ؟ اديان باطله هزار ، صراط مستقيم يكيست ، سبل شيطان هزار .
وَ كانُوا شِيَعاً
شعبه شعبه ، طايفه طايفه ، دسته دسته ، حزب حزب .